معادلات قدرت در لیبی (10) / نقش قبایل در لیبی
در بخش دهم مقاله، معادلات قدرت در لیبی، نقش قبایل در لیبی را بررسی خواهیم کرد.
سقوط دیکتاتوری معمر قذافی، در پی انقلابی مردمی متشکل از قبایل و طایفه های مختلف لیبی به دست آمد. لیبی کشور یکدستی نیست و اگرچه قوم عرب، قوم غالب لیبی به شمار میرود، اما بیش از مفهوم قوم، قبیله در این کشور حرف نخست را میزند. در حقیقت هویت در لیبی از قدیم تا به امروز در قالب قبیله معنا می یابد. احمد سنوسی الفکری صاحب کتاب نظام سیاسی در لیبی می نویسد: حمایت قبیله ای نقش اساسی را در نظام سیاسی لیبی ایفا می کند. قبایل لیبی بطور عمده در سه منطقه تاریخی لیبی پراکنده شدهاند و لیبی با قبایل مختلف از سه منطقه تاریخی تشکیل شده است. منطقه طرابلس در شمال غرب، منطقه فزان در جنوب غرب و منطقه سرینایکا در شرق لیبی
تاثیرگذار ترین قبایل لیبی در معادلات سیاسی این کشور عبارتند از: الورفله، ترهونه، القذاذفه، المقارحه، زناته، الطوارقک، اولاد سلیمان، العبیدات و ... . لیبی از 140 قبیله و دو هزار طایفه تشکیل شده است که در میان آنها، پنجاه قبیله در صحنه سیاسی لیبی نقش موثر داشته اند. قبیله، محور اساسی ساختار اجتماعی در لیبی است؛ ضمن اینکه قبیله در تاریخ مدرن لیبی نقش تاثیرگذاری در بسیج مردم علیه استعمارگران ایفا کرده است. خالد حنفی علی کارشناس مسایل لیبی، در مقاله ای پژوهشی در اندیشکده الاهرام به وجود 140 قبیله و طایفه در لیبی اشاره دارد که برخی از این قبایل در چهار کشور مجاور یعنی مصر، تونس، الجزایر و چاد هم امتداد دارند. از نظر وی در تحولات لیبی در بعد از سال 2011 ، سی قبیله تاثیرگذار نقش داشته اند.
گرایشهای قبیله ای برنگاه ملی گرایانه در لیبی غلبه دارد .بویژه به دلیل مداخلات و تحریکات بیگانگان از جمله عربستان سعودی، در شرایط فعلی، برخی از قبایل در لیبی را میتوان عنصری واگرا دانست که به جای اهمیت دادن به منافع ملی، تنها به منافع قبایل خود میاندیشند. محافل خارجی که از آشوب و هرج و مرج در لیبی برای فروش تسلیحات به قبایل و ایجاد اختلاف در میان آنها به منظور چپاول ثروت ملی این کشور سود میبرند، از طرق مختلف از جمله رسانهها و نهادهای ظاهرا غیردولتی به تشدید این قبیله گرایی کمک میکنند.لیبی در صورت اتحاد قبایل میتواند به کشوری قدرتمند تبدیل شود. اما مسلمان بودن مردم لیبی و روحیه به شدت ضد صهیونیستی مردم این کشور این نگرانی را برای مقامات تل آویو به وجود آورده است که در صورت ظهور یک دولت باثبات مشرف بر سواحل دریای مدیترانه میتواند رژیم اسرائیل هر چه بیشتر در یک تنگنای امنیتی قرار می گیرد .
برخی از کارشناسان معتقدند در تحولات لیبی سه قبیله الورفله، القذاذفه و المقارحه نقش چشمگیری داشته اند. قبیله الورفله، یکی از قبایل آمازیغی عرب شده تاثیرگذار در تحولات میدانی لیبی است. این قبیله با 52 طایفه حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد که حدود یک ششم جمعیت لیبی دانست. این قبیله بیشتر در منطقه فزان در جنوب و جنوب شرقی طرابلس حضور دارند و طایفههایی از آنها نیز در سرت و حتی سبها سکنی گزیده اند.افراد قبیله الورفله همچنین در بنغازی، یکی از مراکز اساسی صادرات نفت و گاز لیبی و خاستگاه قیام علیه قذافی در لیبی ساکن هستند. برخی از افراد این قبیله خود را دارای ریشه عربی وابسته به قبیله بنی هلال میدانند که در قرن دهم میلادی وارد این منطقه شدند و تا قرن شانزدهم میلادی عملا این قبیله آمازیغی را به یک قبیله عربی تبدیل کردند.
قبیله «الورفله» تقریبا سیاسی ترین قبیله در لیبی محسوب میشود و تعداد زیادی از فرماندهان رده بالای ارتش در دوره قذافی از این قبیله بودند. تا سال 1993، این قبیله از مهمترین طرفداران قذافی محسوب میشد. بعد از ترور حسن اشکال یکی از مقامات بلندپایه ارتشی از این قبیله در سال 1993، افسران عالی رتبه منتسب به این قبیله در ارتش لیبی شبه کودتایی علیه قذافی انجام دادند. از آن پس روابط میان قذافی با این قبیله تضعیف شد. این قبیله نقش مهمی در تحولات بعد از انقلاب 17 فوریه 2011 نیز داشته است. افراد این قبیله با پیوستن یکپارچه به انقلابیها در شهرهای بنی ولید، سرت، طرابلس و بنغازی ضربه بسیار سختی به قذافی وارد کرد. این قبیله، همچنین با قدرت گرفتن اسلام گرایان در این کشور مخالفند.
قبیله دیگری که در تحولات لیبی موثر بوده است، قبیله ی المقارحه است. قبیله المقارحه بیشتر در وادی الشاطی در غرب لیبی ساکن هستند.چهرههای سرشناسی چون، عبدالسلام جلود، یکی از مهم ترین هم پیمانان قذافی، عبدالله السنوسی و عبدالباسط المقرحی از قبیله المقارحه هستند. این قبیله بشدت مخالف گروههای تندروی افراطی وابسته به داعش و القاعده هستند. همچنین این قبیله برای مقابله با مصر ائتلافهایی با قبیله الزنتان دارد. سومین قبیله مورد بحث القذاذفه است، که اصل و نسب معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی به آن بازمیگردد، در ساختارهای اصلی حکومتی در لیبی نفوذ دارد. بعد از سقوط قذافی این قبیله به همراه قبایل دیگری نظیر العبیدات، المرابطین، البراعصة، الحاسة، الفوائد و الشواعر یک صف بندی علیه اسلام گرایان افراطی انجام دادند. مهمترین عملیات قبیله ای موسوم به الکرامه به فرماندهی خلیفه حفتر رئیس ارتش ملی لیبی انجام شد.
خلیفه حفتر خود منتسب به قبیله الفرجانی است. وی یکی از افسران ارتش لیبی بود که در کودتای سال 1969 علیه نظام پادشاهی ادریس السنوسی دست داشت؛ کودتایی که منجر به روی کارآمدن قذافی و حکومت وی بر لیبی به مدت بیش از چهار دهه شد. حفتر در دهه هشتاد و بعد از بروز اختلافاتی درباره منطقه مورد مناقشه اوزو از لیبی تبعید شد. وی در سال 1988 از چاد به آمریکا رفت و بلافاصله بعد از قیام لیبی به کشورش بازگشت و فرماندهی نیروهای مخالف قذافی را برعهده گرفت.
در جنوب لیبی، قبایل بیشتر اصالت آفریقایی دارند و بیشترین آسیبهای بعد از ناآرامی ها در لیبی را این گروه متحمل شدند.درگیریهای داخلی به همراه درگیریهای مرزی با چاد، اوضاع این قبایل جنوبی را به شدت آشفته کرده است. بعد از سقوط قذافی این قبایل در ابتدا دچار سردرگمی شدند. به تدریج قطب های برآمده از قبایل در غرب و شرق لیبی از جمله در طبرق و طرابلس ظهور کرده و مدعی قدرت شدند.
مسئله قبیلهگرایی، موضوع بسیار مهمی در ساختار سیاسی لیبی است. از زمان سقوط قدافی در سال ۲۰۱۱، بحرانهای داخلی و قبیلهای، منجر به تلفات گسترده در این کشور شده است. با توجه به دوپارچگی قدرت در لیبی، هر یک از این قبایل برای حمایت از یک گروه مدعی ، به جنگ درمقابل گروه دیگری پرداخته اند. برخی از آنها به کلی مخالف هر دو گروه مدعی قدرت هستند و در مقابل آنها باهم متحد شدهاند.
جیسون پک (Pack) از تحلیلگران لیبی، می گوید: یکی از ریشههای ظهور داعش در لیبی، به حاشیه رانده شدن بسیاری از گروهها و قبایل محلی، از ساختار قدرت و ترتیبات اجتماعی جامعه بوده است. بر این اساس، داعش توانست از گروههای ناراضی و حاشیهای بهرهبرداری کرده و از آنها اقدام به عضوگیری نماید. هم طرفداران قذافی و هم عناصر رادیکالی از شبه نظامیان که از اعتراض ها علیه قذافی حمایت کردند، در مقابل پیشنهادهای داعش آسیبپذیر بودند.
علیرغم وجود ساختار قبیلهای، برخلاف عربستان سعودی، جمعیت لیبی دارای گرایشهای اعتدالی و میانهرو اسلامی هستند. قبایل لیبی از سابقه مبارزات طولانی علیه استعمار برخوردارند و عقاید آنها با تفکرات گروه های تکفیری و وهابی فاصله بسیار زیادی دارد. گروه های تکفیری در لیبی فاقد ریشه تاریخی هستند و این گروه ها عمدتا از سوی عربستان سعودی ایجاد یا مورد حمایت قرار گرفته اند. در کنار عربستان سعودی، برخی از کشورهای غربی بویژه امریکا نیز با تحریک قبایل، به دنبال تداوم بحران در لیبی و غارت منابع انرژی این کشور هستند.