در بخش دوم مقاله، معادلات قدرت در لیبی، لیبی و نظریه دولت ورشکسته را بررسی خواهیم کرد.

دولت ناتوان یا دولت ورشکسته یعنی چه؟ آیا تا به حال به این واژه فکر کرده اید؟ آیا هیچوقت با این واژه برخورد داشته اید؟ در قاموس روابط بین الملل ، تعاریف مختلفی در رابطه با مفهوم دولت ورشکسته از سوی محققین ارائه شده است. در واقع دولت ناتوان یا ورشکسته دولتی است که مستعد بحران در یک یا چند زیرمجموعه خود است. این دولت نسبت به بحران‌ های بین‌المللی آسیب‌ پذیر است و در داخل نیز نمی‌تواند حداقل شرایط مدنی مانند صلح، نظم و امنیت داخلی را برای شهروندان خود تضمین نماید. دولت‌ های ورشکسته  ویژگی‌های مشترکی دارند . این ویژگی ها، سطوح مختلف زندگی یک حکومت را اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... را در بر می گیرد.

دولت‌ های ناتوان معمولاً از ویژگی‌های مشترکی برخوردارند که برخی از آن‌ ها عبارت‌اند از: افزایش سطح خشونت‌ های سیاسی و جنایی، فقدان کنترل بر مرزها، تنش‌ های قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی، ساختارهای ارتباطی و حمل و نقل ضعیف، اقتصاد ضعیف و سطح پایین تولید ناخالص داخلی، سطوح بالای فساد، نظام سلامت ضعیف همراه با نرخ بالای مرگ و میر ، کاهش امید به زندگی و فرصت‌ های آموزشی محدود و بسیاری موارد دیگر که قصد داریم در این برنامه به آنها بپردازیم. از ویژگی های بارز این نوع دولتها، یعنی دولت های ورشکسته این است که، اقدامات تروریستی در این کشورها بسیار زیاد است. در گزارش «شاخص جهانی صلح» (Global Peace Index) ده کشوری که به عنوان کشورهایی که در فهرست شاخص جهانی تروریسم بر اساس تعداد حوادث، تلفات و جراحات و میزان آسیب‌های مالی ، قرار دارند دارای اغلب ویژگی‌ های یادشده هستند، که لیبی یکی از آنهاست.

سازمان‌ ها و گروه‌ های تروریستی از جمله داعش، از خلاء های ایجاد شده در دولت‌ های ورشکسته سوء استفاده می کنند. این سازمان ها از مرزهای نفوذ پذیردر کنار ضعف اقتدار دولت مرکزی، خلأهای امنیتی،‌ نهادهای قضایی ناکارآمد و قاچاق اسلحه و مواد مخدر سود می‌برند. آنان نیروی نظامی مورد نیاز را از جوانان فقیر و ناامیدی که از وضعیت موجود ناراضی هستند، ‌تأمین می‌کنند. یکی از مهم‌ ترین عواملی که موجب برجسته شدن بیشتر دولت‌ های ورشکسته در سیاست بین‌الملل گردید، حادثه ۱۱ سپتامبر سال 2011 میلادی بود که طی آن دولت‌های غربی، دولت‌های ورشکسته را تهدید امنیت ملی برای خود و ریشه تروریسم ارزیابی کردند. 11 سپتامبر نشان داد که امنیت کشورها به هم پیوند خورده اسـت. فقـر، توسعه نیافتگی، عدم تشکیل دولت - ملت و فقدان امنیت، می‌تواند به سرعت پیامدهای غیرقابل کنترلـی بـر دیگـر منـاطق داشـته باشد. در جهان امروز امنیت جوامـع از هـم جـدا نیـست و منازعات محلی می‌توانند نمودهای بین‌المللی داشته باشند.

آنچه وضعیت نابسامانِ دولت ورشکسته، در حوزه اقتصادی و سیاسی را تشدید می‌کند، شکست اجتماعی است. زمانی که جامعه از هم گسیخته و ضعیف شـود تـوان لازم برای حمایـت از دولـت را ندارد و زمانی که به مخالفت با دولت برآید، وضعیت سیاسی- اجتماعی وخیم‌ تر می‌شود. در بسیاری موارد گروه‌های سیاسی داخلی به تنهایی توان مقابله با دولـت را ندارند و لذا با توسل و دست‌ درازی به سمت بازیگران خـارجی، باعـث دخالـت خـارجی و به ‌ویژه قدرت‌ های منطقه‌ ای در کشور می‌شوند و این خود باعث پیچیده شدن اوضاع سیاسی دولت ورشکسته می‌شود.

دکتر احد نوری اصل، کارشناس حوزه ی علوم سیاسی، در این باره می گوید: خلأ سیاسی کـه بواسطه دولـت ناتوان رخ می‌دهد بازیگران غیردولتی را تشویق می‌کند تا نقش‌های مختلف دولت را ایفاء نمایند، امـا هر یک به تنهایی قادر نیستند خلأ دولت را بازسازی یا پر کننـد و هیچ‌ یک توانایی پیروزی بر طرف مقابل را ندارد و در نتیجه اوضاع سیاسی-امنیتی کشور در حالت فرسایشی قرار می‌گیرد.

ناکارآمـدی و ناشایسـتگی دولت ورشکسته، پیامدهای امنیتی مختلفی همچون مشـکلات امنیـت مـرزی و تشدید جریـان پناهنـدگی، مهـاجرت اقتصـادی، فعالیت شـبکه‌ هـای تروریستی، قاچاق مواد مخدر و اسلحه به بار می‌آورد. این وضعیت باعث فروریختن سـاختارهای مختلـف اقتـدار، قـدرت، قـوانین و نظـم سیاسـی و در نتیجه ایجاد یک خلأ سیاسی می‌شود. دولت‌ های ورشکسته و از هم‌ گسیخته، پایگاه اولیه بسیاری از عملیات تروریستی در نقاط مختلف بوده‌اند. گروه‌ های تروریستی و سازمان‌ های جنایی بین‌المللی از بهشت امنی که دولت‌ های ورشکسته یا دولت‌ های ضعیف برای آن‌ ها فراهم آورده‌اند، بسیار منتفع می‌شوند.

دولت‌ های ورشکسته، پایگاه عملیات تروریستی در نقاط مختلف بوده‌اند. اینگونه کشورها، محیط مناسبی برای آموزش و سازمان‌ دهی گروه‌های تروریستی، نقل و انتقال راحت قاچاق فراهم می آورند. افغانستان در دوره سیطره القاعده و طالبان ، عراق در سالهای اولیه پس از تهاجم امریکا در سال 2003، و لیبی نمونه‌ ای از این دست کشورها هستند. پس از تهاجم ناتو به لیبی در سال 2011 و از بین رفتن بسیاری از زیرساخت های این کشور ، لیبی به مامنی برای فعالیت و آموزش گروه های تروریستی مختلف از جمله داعش تبدیل شده است . به علت مداخلات امریکا و برخی از قدرت های بزرگ و اختلافات داخلی گروه های سیاسی ، پس از سال 2011 ، گروه های تروریستی تکفیری تلاش کردند بخش هایی از لیبی بویژه مناطق نفت خیز این کشور را با توجه به نبود اقتدار مرکزی اشغال کنند .

شهرهای سِرت و بنغازی در لیبی دو شهر مهم لیبی هستند که از سال 2015 تا 2016 میلادی در اشغال گروه تروریستی داعش بودند. شهر سرت که در شمال لیبی واقع شده مدتی در دست انصار الشریعه، گروه نزدیک به القاعده بود و درگیری‏هایی بین فجر لیبی و دولت در این منطقه روی داده بود. اما گروه داعش در  بیستم فوریه سال 2015 با تصرف ایستگاه رادیوی شهر سرت، از رادیو محلی اعلام کرد که شهر سرت را به تصرف کامل درآورده است. یکی از بزرگ ترین بنادر نفتی لیبی یعنی بندر السدره در شرق شهر سرت واقع شده است و حضور داعش در این بندر مهم نگران کننده و خطرآفرین بود. این دو شهر مکانی شده بودند برای آموزش و اعزام تروریستها و گروه های تکفیری و انتحاری. حمله ۲۲ اکتبر سال ۲۰۱۷میلادی، در لندن، توسط شهروندی انگلیسی انجام شد که دارای اصالت لیبیایی بوده و در شهر درنه لیبی توسط داعش آموزش دیده بود.

یکی از مهم‌ ترین خصلت‌ های دولت‌ های ورشکسته، آن است که قدرت به طور کامل در اختیار دولت مرکزی نیست و گروه های مدعی قدرت ، با خشونت طلبی هر کدام بخشی از قدرت را کسب کرده اند اما  هیچیک، توانایی غلبه بر دیگری را ندارد.در کشور لیبی بعد از سال ۲۰۱۱ میلادی، چنین وضعیتی حاکم بوده و قدرت بین گروه‌ های مختلف پراکنده شده است. تخمین زده شده است که حدود ۲۰۰ هزار نفر شبه نظامی در لیبی دارای اسلحه هستند. از دیگر ویژگی‌های بارز دولت‌های ورشکسته، فقدان اقتدارمرکزی و ناتوانی دولت مرکزی در کنترل مرزهای کشور است. مرزهای این نوع دولت‌ ها بسیار رسوخ پذیر است. این دولت‌ ها در مرزهای خود در برابر قاچاق کالا، انسان، مواد مخدر و نفوذ تروریست‌ ها بسیار آسیب‌ پذیر هستند. عدم توانایی بر کنترل مرزها، فضایی را برای فعالیت تروریست‌ ها و قاچاقچیان فراهم می‌کند که از این فضاها اصطلاحاً به «مکان‌های بی دولت» یا «بهشت امن» تعبیر می‌شود. چنین وضعیتی بر لیبی حاکم بوده است، بطوریکه عبدالرحیم الکیب نخست وزیر سابق لیبی، در مارس سال ۲۰۱۲ میلادی هشدار داده بود که مناطق مرزی شاهد افزایش قابل توجه قاچاق مواد مخدر و اسلحه است.

بانک جهانی بی ثباتی اقتصادی را یکی از مهم‌ ترین معیارها برای تشخیص دولت‌ های ورشکسته، معرفی کرده است. «کشورهای کم درآمد تحت فشار» توصیف بانک جهانی از این کشورها است. این موضوع کشورهای مذکور را در جایگاهی قرار می‌دهد که در آن خطر ظهور و گسترش شبکه‌ های تروریستی و افزایش منازعات مسلحانه داخلی افزایش می‌یابد. این دولت‌ ها بالاترین نرخ بیکاری را دارند و فساد اقتصادی در آنها نهادینه شده است. در آگوست سال۲۰۱۴ میلادی محمد عبدالعزیز وزیر خارجه وقت لیبی، اذعان کرد که در لیبی 70 درصد از شاخصه‌ ها برای تشکیل یک دولت ورشکسته مساعد است نه ایجاد یک دولت.

بدین ترتیب می توان گفت نظریه دولت ناتوان درباره لیبی مصداق دارد. آنچه این روند را تشدید می کند این است که تحت تاثیر اختلافات داخلی، امروزه حاکمیت دوگانه به مهم‌ ترین معضل لیبی تبدیل شده است و علت اصلی بحران در این کشور آفریقایی محسوب می‌شود.راهکار خروج لیبی از وضعیت دولت ناتوان و پیروزی آن در مقابل گروههای تروریستی، وحدت داخلی و مقابله با مداخلات خارجی می باشد.

داود احمدزاده کارشناس مسایل لیبی درموسسه آینده پژوهی جهان اسلام معتقد است برطرف شدن حاکمیت دوگانه و استقرار دولت واحد در لیبی، علاوه بر ضرورت وحدت داخلی به عوامل خارجی نیز ارتباط دارد.کشورهای غربی در کنار ترکیه و عربستان سعودی  به دنبال منافع خویش در دوره پس از معمر قذافی در لیبی هستند. ازاین‌رو در کنار برجسته‌تر شدن نقش نهادهای بین‌المللی و همکاری‌های منطقه‌ای در لیبی ، باید جلو مداخلات مخرب دولت های خارجی مانند عربستان سعودی سدّ شود. در بعد داخلی بایستی گروه‌های مختلف سیاسی لیبی توافق‌نامه ضخیرات را بپذیرند و در مقابل ایجاد دولت آشتی ملی مقاومت نکنند . همچنین وحدت داخلی برای مبارزه تمام‌عیار علیه گروه‌های تروریستی  ضروری است . باید در نظر داشت که لیبی تجربه موفق گفتگو و آشتی ملی  را در جریان تحولات سالهای 1946 و 1951 دارد لذا تکرار تجربه قبلی با توجه به شرایط مشابه امروزی شدنی است.

مرداد ۰۸, ۱۳۹۷ ۱۲:۳۸ Asia/Tehran