• آیا جنگ تجاری چین و آمریکا پایان می یابد؟

در قسمت چهارم مقاله، رقابت اقتصادی چین و آمریکا در قالب همکاری را بررسی خواهیم کرد.

روابط چین و آمریکا را در بعد اقتصادی می توان از دو وجه بررسی کرد. وجه اول مربوط به منافع اقتصادی چین ناشی از همکاری با آمریکا است و وجه دوم مربوط به منافع اقتصادی آمریکا ناشی از همکاری با چین است. در ادامه مقاله ابتدا مقدمه ای از روابط چین و امریکا در قالب همکاری اقتصادی می گوییم و سپس اهداف و منافع دو طرف را جداگانه بررسی می کنیم. اگرچه چین و ایالات متحده از لحاظ جغرافیایی دور از یکدیگر هستند، اما مبادلات اقتصادی و تجاری آنها پیشینه ای حداقل به قدمت 230 سال دارد. بنا به گزارش وزارت بازرگانی چین (Ministry of Commerce of the People’s Republic of China): چین و ایالات متحده حدود چهل درصد از اقتصاد جهان را در اختیار دارند. تولید ناخالص داخلی امریکا در سال 2016 به 18.6 (هیجده ممیز شش دهم) تریلیون دلار بود و تولید ناخالص داخلی چین نیز در سال 2016، 11.2 (یازده ممیز دو دهم) تریلیون دلار بود. چین اولین شریک تجاری ایالات متحده در جهان است». همچنین وزرات خزانه داری آمریکا در فوریه 2018 اعلام کرد که «اوراق بهادار آمریکایی دولت چین در ماه فوریه با ۸.۵ (هشت و نیم) میلیارد دلار افزایش به ۱.۱۷۶۷ (یک ممیز یک هزار و هفتصد و شصت و هفت) تریلیون دلار رسید». بسیاری از تحلیلگران اقتصادی بر این باور هستند در صورتی که چین تصمیم بگیرد دارایی های خود را از آمریکا خارج کند، قطعاً چرخ اقتصادی آمریکا دچار مشکلات عدیده ای خواهد شد.

منافع اقتصادی چین ناشی از همکاری با امریکا شامل منافع مستقیم و غیرمستقیم می شود. ابتدا مزایای مستقیم و سپس مزایای غیرمستقیم را بررسی می کنیم. مزایای مستقیم ناشی از همکاری اقتصادی با امریکا برای چین در تجارت کالا، تجارت خدمات، سرمایه گذاری دو جانبه و مبادلات مالی است. چین بزرگترین صادر کننده به ایالات متحده است. امریکا در حال حاضر تبدیل به یک بازار مهم برای بسیاری از محصولات چینی شده است. ماشین آلات الکترونیکی، دستگاه های الکتریکی و تجهیزات صوتی، لوازم و قطعات مکانیکی، مبلمان، اسباب بازی، کفش و سایر لوازم ضروری و غیرضروری صادرات چین به ایالات متحده را تشکیل می دهند. وین مورسین (Wayne Morrison)، نویسنده کتاب شرایط اقتصادی چین (China's Economic Conditions)، می گوید: «حجم تجارت چین و آمریکا از سال 1979، از  2.5 (دو و نیم) میلیارد دلار به 524.3 (پانصد و بیست و چهار ممیز سه دهم) میلیارد دلار در سال 2016 افزایش یافته است. این آمار بسیار خیره کننده است و نشان از گره خوردگی اقتصاد آمریکا با چین دارد».

ایالات متحده یک مرکز مالی جهانی با بازارهای متنوع است. به همین دلیل، شرکت های چینی تصمیم گرفته‌اند که در بازار مالی ایالات متحده حضور فعال داشته باشند. در فوریه سال 2017، حدود 130 شرکت چینی در بازار سهام امریکا شرکت کردند و بیش از 70 شرکت چینی در بورس اوراق بهادار نیویورک معامله شدند. بانک های سرمایه گذاری، شرکت های حسابداری، شرکت های حقوقی و دیگر سازمان های حرفه ای امریکا در بازار مالی چین فعالانه حضور دارند. همکاری اقتصادی چین با آمریکا در کنار مزایای مستقیم، مزایای غیرمستقیمی نیز شامل مواردی مانند تقویت تحول اقتصادی، معرفی سرمایه و مدیریت پیشرفته تخصص، ایجاد مشاغل، افزایش تعرفه و درآمد های مالیاتی و تقویت بازار مصرف داخلی برای چین دارد.

همکاری اقتصادی و تجاری چین و ایالات متحده به پیشرفت تکنولوژی بخش های مربوطه در چین کمک کرده است. شرکت های آمریکایی مانند سیسکو و مایکروسافت در زمینه تحقیق، توسعه و آموزش پرسنل با دانشگاه های چینی همکاری می کنند و موجب جذب استعدادهای با تجربه در شرکت های آمریکایی شده اند. بخش صنعت چین به دلیل واردات محصولات با کیفیت بالا، تجهیزات و تکنولوژی از ایالات متحده ارتقاء یافته است. در واقع چین به طور هوشمندانه در قالب همکاری اقتصادی با آمریکا، تکنولوژی ها و تجهیزاتی که آمریکا در آنها پیشرفت خوبی داشته است ولی چین در آنها ضعیف است به داخل چین می آورد. رقابت، باعث بهبود سطح فن آوری شرکت های چینی شده است. شرکت های آمریکایی فرصت های مستقیم یا غیر مستقیم برای توسعه و حمایت از صنایع در چین فراهم می کنند.

تجارت دو جانبه، فرصتی برای چین در ایجاد مشاغل خلق کرده است. بخشی از فارغ التحصیلان دانشگاه های چین، در آن دسته از شرکت های چند ملیتی جذب می شوند که توسط امریکا نمایندگی می شود. واردات محصولات کشاورزی از امریکا، بازار مصرف داخلی چین را تقویت کرده است. به عنوان مثال واردات سویا، پنبه و گندم، کمبود زمین برای کشت این نوع محصولات در چین را به طور مؤثر جبران داده است. چین در سال 2016، 33.66 (سی و سه ممیز شصت و شش صدم) میلیون تن سویا از ایالات متحده وارد کرد. واردات از ایالات متحده بازار چین و انتخاب مصرف کنندگان را غنی تر کرده است. واردات خودرو و تجهیزات پزشکی و بهداشتی در همین زمینه قابل ذکر است. تعدادی از محصولات اقتصادی و فرهنگی آمریکایی مانند مسافرت با هواپیماهای بوئینگ و استفاده از محصولات آیفون، جنرال موتور، سیستم عامل مایکروسافت، نوشیدنی های کوکا کولا و فیلم های هالیوودی برای بسیاری از ساکنان چین به انتخاب های جذابی تبدیل شده اند.

آمریکا نیز از همکاری اقتصادی با چین بهره های اقتصادی فراوانی می برد. منافع اقتصادی امریکا ناشی از همکاری با چین شامل مزایای مستقیم و غیرمستقیم می شود. مزایای مستقیم ناشی از همکاری اقتصادی با چین برای امریکا شامل تجارت کالا، تجارت خدمات، سرمایه گذاری دوجانبه و مبادلات مالی است. در واقع همان مزایای اقتصادی که در اثر روابط تجاری با آمریکا، به طور مستقیم عاید چین می شود، برای آمریکا نیز مزیت هستند. بنا به گزارش وزارت بازرگانی چین «از سال 2007 تا 2017، میانگین رشد سالانه صادرات ایالات متحده به چین 11 درصد افزایش یافته است و از زمان پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی، صادرات ایالات متحده به چین 500 درصد افزایش یافته است. طبق آمار سال 2015، شرکت های امریکایی در چین حدود 517 میلیارد دلار درآمدِ ناشی از فروش به دست آوردند».

سرمایه گذاران آمریکایی مقادیر زیادی از سهام بورس در بازار مالی چین را در اختیار دارند که از طریق افزایش ارزش سهام و به اشتراک گذاشتن سود، مزایای مالی زیادی بدست می آورند. آمریکا از رابطه تجاری با چین، بخشی از کاستی های خود در فعالیت های اقتصادی را جبران می کند.

مزایای غیر مستقیم ناشی از همکاری اقتصادی با چین برای امریکا شامل ترویج رشد اقتصادی، بهبود وضعیت رفاه مصرف کننده، ایجاد شغل های بیشتر و ارتقای پیشرفت صنعتی است. واردات مقادیر زیادی کالا از چین نه تنها به ایالات متحده کمک کرد تا نرخ تورم را نسبتاً پایین نگه دارد، بلکه همچنین قدرت خرید واقعی شهروندان آمریکایی، به ویژه طبقات با درآمد متوسط را نیز بالا برد. همچنین صادرات ایالات متحده به چین تعداد زیادی شغل را برای امریکایی ها ایجاد کرده است. اما این مزایای غیرمستقیم برای آمریکایی ها چالش هایی دارد و آمریکایی ها تمایل ندارند حضور کالاها و شرکت های چینی در این کشور پررنگ باشد.

واقعیت این است که همکاری اقتصادی چین و آمریکا برای یکدیگر مزایایی دارد و از این جهت طرفین نمی توانند علیرغم رقابت هایی که دارند از سود روابط اقتصادی بگذرند اما هر کدام تلاش دارند بیشترین نفع را از این روابط ببرند. چنین رویکردی در دوره ترامپ که خود یک تاجر است تشدید شده است . نمونه این نوع کشمکش، دوئل تعرفه تجاری بین دو طرف است. فراز و فرود تعرفه های تجاری جدید به ویژه از زمان به قدرت رسیدن ترامپ شاهدی بر استمرار جنگ تجاری طرفین است. دولت ترامپ در ماه آوریل 2018 اعلام کرد که تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات کالاهای چینی اعمال خواهد کرد. بلافاصله چینی‌ها اعلام کردند در تلافی افزایش تعرفه واردات ۵۰ میلیارد دلار از کالاهای صادراتی چین به آمریکا، فهرست مشابهی از کالاهای مهم وارداتی از آمریکا را هدف تعرفه‌ های جدید گمرکی قرار خواهند داد. اما  ناگهان دوئل تعرفه تجاری دو طرف فروکش کرد و لیو هه، معاون نخست وزیر چین، بیستم می 2018 اعلام کرد این کشور و آمریکا تصمیم گرفتند از هرگونه جنگ تجاری و اعمال تعرفه‌های گمرکی جدید صرف نظر کنند. اما این موضوع چند روز بیشتر طول نکشید و  29 می 2018 امریکا بار دیگر اعلام کرد که اگر چین مساله سرقت مالکیت معنوی را حل و فصل نکند، تهدید قبلی خود برای اعمال تعرفه های سنگین تجاری علیه واردات کالا و خدمات چین را به قوت خود حفظ خواهد کرد. این موضوع با واکنش چین مبنی بر آمادگی جهت مقابله به مثل مواجه شد . این رویارویی  نشان می دهد که مسئولان دولت های چین و آمریکا با اینکه بعضاً اظهار نظرهایی مبتنی بر تعلیق تعرفه ها می کنند اما در عمل رویه ای متفاوت در پیش می گیرند چراکه تضاد منافع بین دو کشور مانع از همسویی آنها می شود. هر کدام دنبال سود بیشتری در عرصه های مختلف سیاسی، امنیتی، انرژی و اقتصادی هستند که این روند می تواند مدل همکاری و رقابت در روابط دو کشور را به رقابت و رویارویی تبدیل کند.

 

مرداد ۰۸, ۱۳۹۷ ۰۷:۵۲ Asia/Tehran