• تظاهرات در امریکای لاتین

قسمت دوم: دلایل تغییر دولتها از چپ به لیبرال و راستگرایی در منطقه

دلایل تغییر دولت ها از چپ گرایی به راست گرایی و لیبرال در منطقه  آمریکای لاتین را می توان درسه سطح داخلی ، منطقه ای و بین المللی مورد ارزیابی و بررسی قرار داد.

در سطح داخلی می توان به پنج عامل اساسی؛ بحران اقتصادی،فساد سیاسی و اداری ، ظهور طبقه متوسط تجدیدنظرطلب، فقدان رهبری کاریزماتیک، قدرت مخالفان و رسانه های وابسته به آنها  در ایجاد تحول و تغییر دولت ها  از چپ گرایی به راست گرایی و لیبرال در منطقه آمریکای لاتین اشاره کرد.

 بحران اقتصادی از جمله مهمترین مشکلات کشورهای این منطقه است. در این کشورها از  ثروت های حاصل  از رونق اقتصادی طی سال های گذشته به صورت  محتاطانه ، خردمندانه و دوراندیشانه  استفاده نشده است. در شرایطی که رهبران در سراسر منطقه به ایجاد زیرساخت ها و مقابله با فقر پرداختند، آنها اغلب در اجرای اصلاحات اقتصادی برای تنوع بخشیدن به  تولید و صادرات کالا، ایجاد مشوق هایی برای توسعه صنایع جدید و یا کمک به ایجاد بخش خصوصی رقابتی تر، شکست خوردند.

ونزوئلا در گذشته یکی از مرفه ترین کشورهای امریکای لاتین بود، اما با سقوط ناگهانی قیمت نفت اقتصاد این کشور نفت خیز امریکای لاتین بسیار افت کرده است. نفت تنها منبع و ثروت ونزوئلا محسوب می شود که با سقوط قیمت آن در بازارهای جهانی سبب شده تا دولت این کشور از منابع مالی بسیاری محروم شود. در سال 2015  قیمت هر بشکه نفت ونزوئلا 34.05 دلار است که پایین ترین نرخ در 7 سال گذشته محسوب می شود.

زمانی که کشورهای آرژانتین، برزیل و اکوادور در ایجاد اصلاحات اساسی شکست خوردند برای کسب مجدد موقعیت اقتصادی خود تلاش کردند. این کشورها هنوز هم در ارتقاء زیرساخت‌های به شدت مورد نیاز، از جمله سیستم های بهداشتی بهتر، جاده ها و خطوط راه آهن در تلاش اند.

دیگر مساله جدی کشورهای آمریکای لاتین، مساله فساد است، وجود فسادهای اداری و دولتی در دستگاه های حکومتی نیز یکی دیگر از علل نارضایتی مردم بود که در نهایت منجر به سرخوردگی طرفداران جنبش بولیواری و چپ جدید در آمریکای لاتین شد.

چاوز در سال 1998 در آغاز دوران ریاست جمهوری خود، از بین بردن فساد دولتی را در کنار تصویب قانون اساسی جدید و مبارزه با فقر و محرومیت اجتماعی از اهداف اصلی دولتش اعلام کرد. در سال 2006 و با تأسیس حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا، قرار بود اصلاحات در این کشور با برنامه های اجتماعی جدید، تنوع بخشی به اقتصاد و ترویج مردم سالاری مستقیم تکمیل شود. اما حزب به سرعت به ابزاری برای کنترل از بالا تبدیل شد، که تجلی سیاسی دولتی متمرکز است، نه دموکراسی مستقیم و مردمی. در نتیجه فسادی که چاوز قول داده بود از بین ببرد، چنان که بایسته و شایسته بود انجام نشد. مفهومی که چاوز از «سوسیالیسم قرن بیست و یکم» در نظر داشت، متضمن حرکتی مردمی بود که مقامات دولتی را در برابر پایگاه اجتماعی خود به معنی واقعی کلمه «مسئول» و پاسخگو می ساخت.

برزیل نمونه دیگری از فساد سیاسی و اداری است . در اوایل سال ۲۰۱۵، هیاهوی بزرگی پیرامون یک رسوایی به وجود آمد که مقامات رسمی بلند پایه (در میان سایرین) از کارکنان دیلما روسف و مقامات ارشد شرکت نفتی (پتروبراس) را که اکثریت مالکیتش متعلق به دولت است، در بر می‌گرفت؛ از آن پس، اعتراضات گسترده‌ای در سراسر کشور سازمان یافت. عواقب ناشی از این اعتراضات، برکناری دیلما روسف بود.

در دهه اول قرن 21، امریکای لاتین توسط تحولات اجتماعی و اقتصادی عمیق و ایجاد  طبقه متوسط  منطقه ای مشخص شده بود. به طوری که اقدامات چاوز برای کاهش فاصله فقیر و متوسط و سیاست های عدالت محوری و بازتوزیعی منجر به ظهور یک طبقه متوسط شد که ملی بودن قیمت نفت و افزایش ناگهانی قیمت نفت تا 110دلار برای هر بشکه در نهایت منجر به تقویت طبقه متوسط شد. اما با افزایش مشکلات اقتصادی به تدریج طبقه متوسطی که چاوز خود به وجود آورد به ضد جنبش بولیوار تبدیل شد.

اگر چاوز را «آیینه تمام نما» و «تابلوی تمام عیار» درخشش چپ گراهای امریکای لاتین بدانیم، باید مرگ این رهبر بولیواری در مارس 2013 را نیز به معنای آغاز شمارش معکوس برای حاکمان چپ این منطقه به شمار آوریم. با مرگ مشکوک هوگو چاوز،رئیس جمهوری ونزوئلا بر اثر سرطان در پنجم ماه مارس سال 2013، جنبش بولیواری با بحران رهبری کاریزماتیک مواجه شد. هوگو چاوز پیش از آن که به ریاست جمهوری برسد نیز برای مردم این کشور به دلیل اظهارات عدالت خواهانه و مردم دوستانه اش شناخته شده بود.

در میان تحولات و عوامل منطقه ای در تضعیف و تغییر دولت های چپ گرای  منطقه آمریکای لاتین نیز می توان به دو عامل  تاثیر شکست چپ گرایان در انتخابات ریاست جمهوری آرژانتین و برقراری رابطه آمریکا و کوبا وضربه زدن به جبهه مقاومت در منطقه آمریکای لاتین اشاره کرد.

روابط دیپلماتیک کوبا و آمریکا در سال 1961 و پس از هم پیمانی کاسترو با شوروی، قطع شد. این سردی روابط میان این دو کشور تا اواخر سال 2014 ادامه داشت. اما در این سال رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا، باراک اوباما، بازگشت روابط به حالت طبیعی و بازگشایی سفارت را اعلام کرد. در این راستا رهبران واشنگتن و هاوانا اعلام کردند روابط دیپلماتیک خود را از سر می گیرند و زندانیان یکدیگر را نیز آزاد می کنند.آمریکا نیز کوبا را از فهرست کشورهای حامی تروریسم خارج خواهد ساخت. این تحول موجب شد تا اوباما مجوز افزایش سفرها به کوبا، افزایش میزان حواله پول نقد و همچنین کاهش محدودیت ها در برخی بخش های بازرگانی کوبا را صادر کند.

اگرچه آغاز روابط دیپلماتیک تغییری چشمگیر در سیاست خارجی این دو کشور به شمار می رود اما به باور تحلیل گران مسیر عادی شدن روابط با گذشت زمان و رخدادهایی نظیر سفر باراک اوباما به کوبا در تاریخ 21 مارس 2016میلادی و رفع تدریجی تحریم های آمریکا علیه هاوانا هموار خواهد شد. آنچه این موضوع را حائز اهمیت می کند این است که  در واقع کوبا به عنوان پیشکسوت کشورهای چپ گرا در آمریکای لاتین شناخته می شود و بهبود روابط با کوبا می تواند به بهبود روابط با سایر کشورهای آمریکا لاتین بینجامد. روند عادی سازی روابط آمریکا با کوبا در دوره اوباما تاثیری اساسی  بر دیگر  کشورهای آمریکای لاتین  داشت؛ زیرا کوبا با توجه به ماهیت حکومت خود همیشه به عنوان یک کشور متخاصم با آمریکا در منطقه شناخته شده است  و مخالف سیاست آمریکا در این منطقه بوده است و همیشه در قالب کنوانسیونها و یا پیمانهای منطقه ای مانند مرکوسور و یا نفتا به نوعی مخالفت خود را با آمریکا اعلام می کرد.

این رفتار کوبا در برخی از کشورهای کوچک منطقه تاثیر داشته است و در صورت حل مشکل کوبا با آمریکا در واقع رویکردهای ضد آمریکایی در منطقه تا حدی کاهش می یابد؛ زیرا کوبا محور تبلیغات ضد آمریکایی در منطقه بوده است و به نوعی سردمدار مبارزه با آمریکا در منطقه لاتین بود، و به تحریک جوانان و اقشار مختلف به ضدیت با آمریکا دست می زد. بنابراین توسعه روابط آمریکا با کوبا، کشوری که پرچم‌دار مبارزه چپگراها علیه سیاست‎های آمریکا در آمریکای لاتین بود، زمینه را برای افول قدرت سیاسی جریان‎های چپ در این منطقه آماده می کرد سقوط دیوار ‌بی‌اعتمادی بین کوبا و آمریکا و شروع روابط سیاسی دو کشور بعد از نیم قرن قطع رابطه ‌موج این تحول سیاسی بین کوبا و آمریکا نیز توفانی در احزاب سیاسی چپگرا در سایر کشورهای آمریکای لاتین ایجاد کرد و احزاب چپگرا در هر یک از این کشورها به طرق مختلف و با رای خود مردم و از طریق پارلمان‌ها، جایگاه خود را به احزاب راست گرا و محافظه‌کار داده‌اند‌.

البته باید اذعان داشت مقامات کوبایی چندین بار تاکید کرده اند که برقراری روابط و عادی سازی آن به موضوعاتی همچون لغو تحریم ها، بازپس گیری گوانتانامو و توقف جنگ رسانه ای واشنگتن علیه هاوانا وابسته است. اوباما نتوانست این مطالبات هاوانا را برآورده سازد و دورنمای روشنی هم در این خصوص در دوره دونالد ترامپ وجود ندارد.

با توجه به ایده های انزواگرایانه ی دونالد ترامپ، احتمالا در آینده شاهد توجه بیشتر نظام سیاسی آمریکا به مسائل داخلی این کشور باشیم باشیم. ترامپ مدافع عقب نشینی از جهان گرایی است و ندای کاهش تعهدات کاخ سفید را در سراسر جهان سر می زند، البته ممکن است انزواگرایی ترامپ در زیر حجاب لفاظی های افراط گرایانه او مبنی بر بازسازی قدرت نظامی و برخورد خشن با خارجی ها مخفی شده باشد. چنانچه روابط همگرایانه کوبا- واشنگتن در اواخر دوران ریاست جمهوری اوباما، شیب واگرایانه در دوران ترامپ گرفته است.

 در به نظر می‌رسد دومینوی تغییرات سیاسی در کشورهای آمریکای لاتین نیز انجام گیرد و باتوجه به شکست سوسیالیسم و کمونیسم و شعارزدگی احزاب چپگرا که مردم عملا هیچ حاصل معیشتی و اقتصادی در آن ندیده‌اند شاهد تداوم افول مقطعی این احزاب در سایر کشورهای آمریکای لاتین  باشیم.

البته همان گونه که سقوط دولت سالوادور آلنده در شیلی، به معنای مرگ جنبش‌های چپ‌گرا در آمریکای لاتین نبود، تغییر برخی از دولت‌های چپ‌گرا در آمریکای لاتین را نیز نمی‌توان به معنای پایان جنبش‌های چپ‌گرا در جنوب قاره آمریکا قلمداد کرد.

اما از مهمترین عوامل بین المللی در تغییر دولت های چپ گرا در آمریکای لاتین  می توان سه عامل اساسی یعنی نقش رسانه های اروپایی و آمریکا در تغییر دولت های چپ آمریکای لاتین، نگرانی های آمریکا از حضور رقبا(ایران ، روسیه و چین) در این منطقه و نیز تمرکز روسیه برتحولات خاورمیانه به ویژه سوریه و ترکیه و شرق اروپا از جمله اوکراین  و در نتیجه توجه کمتر این کشور بر متحدانش در آمریکای لاتین  اشاره کرد. در بخش بعدی مقاله به نقش آمریکا در بحران منطقه آمریکای لاتین بیشتر پرداخته خواهد شد.

مرداد ۰۷, ۱۳۹۷ ۱۶:۲۳ Asia/Tehran