چشم انداز مناسبات کابل- اسلام آباد در دوره طالبان " (6) تاثیر مناسبات افغانستان و پاکستان بر روابط با آمریکا و روسیه
در قسمت ششم از مجموعه برنامه چشم انداز مناسبات کابل - اسلام آباد در دوره طالبان؛ تاثیر مناسبات افغانستان و پاکستان بر روابط با آمریکا و روسیه بررسی می گردد.
آمریکا پس از آخرین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سپتامبر 2019، کم کم به این نتیجه رسید که به جای دولت جمهوریت، طالبان بیشتر می تواند برای آمریکا کارکرد داشته باشد. اگر طالبان با همان ویژگی های فکری و نظامی موجود خود با آمریکا به صورت استراتژیک متحد شود، آمریکا می تواند تمام فشارهای لازم را بر حوزه آسیای مرکزی، روسیه، چین و ایران از طریق طالبان اعمال کند. برخی کشورهای منطقه نیز این تهدید بالقوه را از اتحاد استراتژیک احتمالی میان طالبان و آمریکا به خوبی درک کرده اند.
موفقیت دوباره طالبان و فرصت های موجود فرا روی طالبان نتیجه همین تضاد منافع در جامعه بین المللی و منطقه است. طالبان هرچه بگذرد مجبور است به خاطر نیازهای اقتصادی، با کشورهای منطقه و آمریکا وارد سیاست و چانه زنی های عینی تر شود. آمریکا هم تلاش دارد بازی را سرانجام به همین خط بکشاند تا طالبان بنا بر محدودیت های خود دست به انتخاب نهایی و واضح تر بزند. به همین سبب است که دولت آمریکا دارایی های افغانستان را توقیف کرده و کمک نقدی به صورت مستقیم به طالبان نکرده است. وضعیت نقدینگی و بانک های افغانستان هم شرایط مناسبی ندارند. دولت آمریکا با این شیوه می خواهد که طالبان را در ارتباط با مشکلات اقتصادی به دولت های ایران، پاکستان، چین و روسیه ارجاع دهد.
آمریکا در تلاش است تا توافقنامه سیاسی که بین طالبان و آمریکا در دوحه امضا شد، حداقل در بخش امنیتی و استراتژیک به گونه ای اجرا شود که منافع واشنگتن در آن محافظت شود. یکی از توافقات اساسی آمریکا و طالبان که در اصل شالوده تمام این توافقنامه را نشان می دهد این است که منافع آمریکا و متحدان آمریکا به هیچ وجه نباید از جانب طالبان و از خاک افغانستان مورد تهدید قرار گیرد. طالبان تاکنون موافقت نامه سیاسی دوحه با آمریکا را آن طور که باید عملی نساخته است و به نظر می رسد که به راحتی و بدون امتیاز مجدد، با آمریکا وارد تعامل بلند مدت و استراتژیک نخواهد شد. زیرا تعامل استراتژیک طالبان با آمریکا، قطعا باعث می شود که کشورهای منطقه در چگونگی تعامل خود با طالبان تجدید نظر کنند.
آمریکا پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 ائتلاف بزرگی را شکل داد و برای خود حق دفاع مشروع قایل شد و به افغانستان حمله کرد. این که چرا روسیه تصمیم آمریکا را در حمله به افغانستان در شورای امنیت سازمان ملل وتو نکرد جای سئوال دارد!؟. اما ساده ترین پاسخ این است که روسیه خواست تا آمریکا در افغانستان زمین گیر شود؛ همان اتفاقی که برای شوروی سابق اتفاق افتاد. روسیه در عین حال سقوط حاکمیت طالبان را نیز به نفع خود می دانست؛ زیرا در آن زمان روابط طالبان و روسیه به شدت متشنج بود. از طرف دیگر، مسکو تشکیل دولت اسلامی را در افغانستان نیز برنمی تافت، چون آن را تهدیدی علیه کشورهای آسیای مرکزی می دانست. به همین خاطر مسکو در روزهای نخست اشغال افغانستان توسط آمریکا، به ائتلاف کمک کرد و با ایجاد پایگاه هایی در قرقیزستان و ازبکستان مخالفتی نکرد.
پس از آن که مقاومت طالبان علیه آمریکا طولانی شد و روسیه درک کرد که آمریکا اهدافی فراتر از ساقط کردن نظام طالبان داشته است، به تدریج خود را به طالبان نزدیک کرد و به همکاری با طالبان مبادرت نمود. تا اینکه داعش، به عنوان دشمن مشترک وارد صحنه افغانستان شد. روسیه از سال1394 (2015) درباره حضور داعش در افغانستان ابراز نگرانی کرده بود و این موضوع را هم با دولت افغانستان و هم طالبان (قبل از به قدرت رسیدن آن) در میان گذاشت. روسیه که در ابتدا از عملیات نظامی آمریکا در افغانستان حمایت کرده بود، اما به زودی به منتقد جدی ادامه حضور و فعالیت آمریکا در افغانستان تبدیل شد. فرض غالب در ذهن روس ها این بود که آمریکا از حضور نظامی خود در افغانستان اهداف خصمانه را در قبال مسکو تعقیب می کند. از همین رو، رفتن آمریکا از افغانستان، این تهدید سطح کلان را نیز از میان برداشت. مهمترین منبع تهدید بالقوه برای روسیه (و چین)، حضور داعش در افغانستان است. در خصوص داعش نکته مهم این است که این گروه از بدو حضور و فعالیت خود در افغانستان با طالبان در مخالفت قرار داشته و در زمان جمهوریت درگیری های زیادی میان آن و طالبان به وقوع پیوسته بود.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که مهمترین اهداف امنیتی روسیه در قبال افغانستان؛ اول فراهم نشدن فضا برای گروه هایی است که قصد تخریب علیه آن را دارند و دوم ممانعت از ایجاد زمینه ای است که قدرت های غربی بار دیگر بهانه حضور نظامی در افغانستان پیدا کنند. از همین رو، مسکو، فضای جدید در افغانستان را به لحاظ امنیتی مثبت ارزیابی کرده و اقدامات خود را بر تحکیم هر چه بیشتر آن متمرکز ساخته و در حال افزایش دادن همکاری با حکومت طالبان است. اتخاذ سیاست بی طرفی طالبان در قبال قضیه اوکراین، به طور خاص برای روسیه خیلی ارزشمند و کارکردگرایانه بود و از همین رو، کابلوف نماینده روسیه در امور افغانستان در اظهارات خود موضع بی طرفانه و سیاست متوازن طالبان را مورد تقدیر قرار داد.
در کنار اهمیت استراتژیک افغانستان برای روسیه، اگر منافع اقتصادی مسکو در افغانستان را هم به آن اضافه کنیم، می توان گفت فضای امنیتی افغانستانِ تحت اداره و مدیریت طالبان آن طوری که روسیه توقع دارد، مطلوب است. زیرا فرصت بزرگی برای حضور مجدد روسیه در افغانستان که قبلاً به دلیل حضور ایالات متحده کاملا از آن محروم بود، فراهم شده است. به دیگر سخن، در فضای کنونی جدید و با توجه به روابط خوب طالبان و روسیه، امکان حضور روس ها در اقتصاد افغانستان فراهم شده است. روس ها با توجه به سابقه حضور خود در انجام پروژه های زیربنایی بزرگ در افغانستان، اکنون این فرصت را به دست آورده اند که در آینده نیز خاطرات خوب گذشته را در آن زمینه ها تکرار کنند.
اسلام آباد در آینده در قالب همکاری های دوجانبه و چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای به سمت همکاری بیشتر با مسکو پیش خواهد رفت. می توان گفت روابط روسیه و پاکستان در آینده، روند رو به رشدی را در زمینه های انرژی و ترانزیت کالا و انرژی، رایزنی ها و تعاملات سیاسی، دفاعی و امنیتی شاهد خواهد بود. با این حال، برخلاف روابط مستحکم پاکستان با چین که یک مشارکت استراتژیک چند بعدی با روابط قوی را به نمایش می گذارد، ایجاد روابط و مشارکت معنادار میان اسلام آباد و مسکو با ملاحظاتی مواجه است. البته به نظر نمی رسد، همکاری و روابط بین روسیه و پاکستان بتواند شرایط و زمینه را برای یک اتحاد استراتژیک، پایدار و وابسته در زمینه های امنیتی، سیاسی و استراتژیک میان آنها ایجاد کند، زیرا، برای روسیه، هند هنوز یک کشور بسیار مهم در جنوب آسیا محسوب می شود. بنابراین، مسکو سعی دارد روابط خود را با اسلام آباد با دقت پیش ببرد تا روابطش با هند خدشه دار نشود.
مسلم است که هند ایجاد اتحاد و محور سه جانبه با حضور روسیه، چین و پاکستان را علیه منافع بلند مدت خود در منطقه می داند. بنابراین، مسکو نگران است که گسترش روابطش با اسلام آباد، هند را مجبور به نزدیک شدن بیش از پیش به ایالات متحده کند. همچنین، باید در نظر داشت که یکی از مهمترین اهداف سیاست خارجی روسیه، گسترش نفوذ بین المللی و بهبود رشد اقتصادی این کشور است. به همین دلیل، ولادیمیر پوتین نیز در پی توسعه و تثبیت اقتصاد کشورش است. بازار هند بزرگتر از بازار پاکستان است. در طرف مقابل نیز، به نظر نمی رسد که همکاری نزدیک بین پاکستان و روسیه (بخصوص در حوزه نظامی) بر پویایی کلی روابط پاکستان و ایالات متحده تأثیر بگذارد و روابط اسلام آباد با واشنگتن را تیره کند. این مساله بویژه بعد از جنگ روسیه در اوکراین اهمیت بیشتری برای مسکو پیدا کرده است.
مدیحه افضل Madiha Afzal صاحبنظر پاکستانی در مقاله ای که در اندیشکده آمریکایی بروکینگز در بهمن 1401 (فوریه 2022) منتشر کرده است، می گوید: با بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، پاکستان ممکن است به «عمق استراتژیک» مورد نظر خود در رابطه با افغانستان نزدیکتر شده باشد. اما پیروزی طالبان، روابط دوجانبه طولانی مدت پاکستان با آمریکا را نیز به طور جدی مورد آزمایش قرار می دهد و چشم انداز مثبتی برای آن وجود ندارد. پاکستان معتقد است به خاطر شکست های ارتش آمریکا و سیاست های دولت های قبلی افغانستان، قربانی و متضرر شده است. اکنون نیز آمریکا میخواهد اطمینان حاصل کند که پاکستان بهطور رسمی دولت طالبان را به رسمیت نمیشناسد. تعامل دولت بایدن با پاکستان، تقریباً منحصراً بر افغانستان متمرکز بوده است. خروج ایالات متحده از افغانستان ممکن است فرصتی برای بازنگری در رابطه دوجانبه باشد. بنابراین، با خروج ایالات متحده از افغانستان، روابط بین آمریکا و پاکستان در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. اگر افغانستان درگیر خشونت شود، واشنگتن تمایل چندانی برای تعامل با پاکستان در سایر موضوعات پیش رو نخواهد داشت. به جرات می توان گفت که دامنه همکاری واشنگتن و اسلام آباد محدود شده است.
با درک جنس روابط روسیه با افغانستان و پاکستان و با توجه به چشم انداز گسترش مناسبات کابل و اسلام آباد در دوره حکومت دوم طالبان می توان گفت، برای روسیه، افغانستان امن و دارای نظم داخلی، صرف نظر از ابزار و شیوه برقراری آن نظم، بهتر از هر چیز دیگر است و مسکو نمی خواهد آن را با موضوعات اخلاقی معاوضه کند. یعنی نوع حکومت در افغانستان (متأثر از تعمیق روابط کابل و اسلام آباد)، موضوع مهمی برای کرملین نیست؛ بلکه مهم، وجود حکومتی است که بتواند جلوی ورود و نفوذ تروریست ها به منطقه آسیای مرکزی و ناامن کردن منطقه را بگیرد.