چشم انداز روابط ریاض - واشنگتن (4) فاکتورهای تاثیرگذار بر روابط آمریکا و سعودی
-
پشت پرده معاملات و قراردادهای تسلیحاتی عربستان سعودی با آمریکا
در چهارمين قسمت از مجموعه برنامه چشم انداز روابط ریاض - واشنگتن؛ فاکتورهای تاثیرگذار بر روابط آمریکا و عربستان سعودی بررسی می گردد.
روابط آمریکا و عربستان سعودی پس از فروپاشی شوروی تحت تاثیر تغییرات مهمی که در سطح منطقه و جهان بوجود آمد؛ دستخوش تحولاتی شد. در اینجا به برخی از مهم ترین آنها اشاره می کنیم. درآمدهای حاصل از فروش نفت عامل اصلی تحرک اساسی سیاست خارجی ریاض در عرصه بینالمللی است. عربستان سعودی بوسیله این درآمدها و اعطای وام به سایر کشورها، از زمینه نفوذ بالایی در برخی از کشورها و به خصوص در کشورهای عربی برخوردار است. نفت جایگاه مهمی در سیاست خارجی آمریکا در مورد عربستان سعودی دارد، کما اینکه دونالد ترامپ Donald Trump رئیس جمهور سابق آمریکا در سال 2018 پس از خارج کردن واشنگتن از توافق هسته ای با ایران، حساب ویژه ای بر نفت عربستان سعودی برای جلوگیری از افزایش قیمت جهانی نفت باز کرده بود. نکته مهم دیگر اینکه نفت برای عربستان سعودی کارکرد امنیتی در رابطه با غرب از جمله آمریکا دارد و یکی از عوامل داخلی است که حکام سعودی از آن برای تنظیم روابط با غرب به ویژه آمریکا بهره می گیرند. موضوعی که اساسا مد نظر واقع گرایان نئوکلاسیک قرار دارد.
مهم ترین هدف حکومت عربستان سعودی از تقویت روابط با آمریکا، اساسا امنیتی است. آل سعود خواستار حمایت واشنگتن از مواضع ریاض در در غرب آسیاست. عربستان سعودی از جمله حوزههایی است که تعارض منافع و ارزشهای ادعایی آمریکایی در آن به شدت دیده می شود. از این رو آمریکا درصدد است که کما بیش از برخی از اصلاحات سیاسی - اجتماعی ولو ظاهری در این کشور حمایت کند. عربستان سعودی، نه فقط به عنوان کشوری که حقوق بشر در آن رعایت نمی شود، بلکه به عنوان یکی از ستم پیشه ترین رژیم ها در جهان شناخته می شود. اما نه دولت های جمهوریخواه و نه دولتهای دموکرات در آمریکا نخواستند در جهت توسعه ارزشهای دموکراتیک ادعایی خود فشار قابل توجهی بر عربستان سعودی اعمال کنند.
یکی از مهم ترین موضوعاتی که بر روابط عربستان سعودی و آمریکا تأثیر دارد، مداخلات منطقه ای عربستان سعودی از جمله مداخله در امور داخلی ایران است، به ویژه آن که پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران، عربستان سعودی یکی از دو ستون ژاندارمی منطقه باقی ماند و به عنوان متحد آمریکا، جایگاه ژاندارم وابسته را پر کرد. عربستان سعودی به ایران همواره به عنوان یک رقیب سنتی در بسیاری از مسائل ایدئولوژیک، مذهبی نگاه می کند. به این دلیل یکی از اهداف سیاسی و رویکردهای اصلی کشورهای سازشکار عربی و خصوصاً عربستان سعودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، حمایت از ایالات متحده و همراهی با امپریالیسم جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران است.
وجه مشترک آمریکا و عربستان سعودی در موضوع ایران، مخالفت با محور مقاومت در منطقه غرب آسیاست که تحت حمایت ایران قرار دارد. ایران، مقتدر و منادی وحدت اسلامی، مهم ترین رقیب منطقه ای عربستان سعودی درمنطقه است که ریاض برای ایجاد موازنه قدرت با این کشور، هزینههای زیادی صرف کرده است. آمریکا نیز تقویت نفوذ ایران و تقویت موقعیت محور مقاومت در منطقه غرب آسیا را در تضاد با امنیت رژیم صهیونیستی می داند. با این اوصاف هم آمریکا و هم عربستان سعودی به ایران به عنوان تهدید نگاه می کنند و هیچ یک از دو کشور مایل نیستند که ایران در منطقه به قدرتی مسلط تبدیل شود.
موضوع رژیم صهیونیستی نیز از جمله موضوعاتی است که بر روابط آمریکا و عربستان سعودی تأثیرگذار است. لابی رژیم اسرائیل در ایالات متحده یکی از مهم ترین لابیها در آمریکا محسوب میشود. طبق گفته «استفان والت Stephan Walt» و «جان میرشایمر John Mearsheimer »، لابی رژیم صهیونیستی برای نفوذ در گروهها و سازمانهای تأثیرگذار آمریکا ایجاد شده است تا بتوانند بر سیاست خارجی آمریکا و اولویتهای منافع ملی این کشور تاثیر بگذارند.
در این موضوع نیز آمریکا نگاه ابزاری به عربستان سعودی دارد. آمریکا برای حفظ امنیت رژیم صهیونیستی به تقویت روابط با عربستان سعودی نیاز دارد. زیرا در حالی که ایران، رژیم اسرائیل را دشمن نخست خود تعریف کرده است، تعارض و تنش در روابط این رژیم با عربستان سعودی میتواند رژیم اسرائیل را در منطقه غرب آسیا با مشکلات امنیتی بیشتری مواجه کند. بر این اساس، آمریکا عادیسازی روابط میان رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی و همچنین حمایت ریاض از عادیسازی روابط کشورهای عربی با رژیم اسرائیل را در قالب پروژه آبراهام مورد توجه قرار میدهد.
آمریکا و عربستان سعودی روابط دیرینه اقتصادی و تسلیحاتی باهم دارند. ماهیت رابطه آمریکا و عربستان سعودی از ابتداء حول محور نفت - امنیت بوده است. آمریکا تاکنون با بستن قراردادهای چندین میلیارد دلاری تسلیحاتی با عربستان توانسته سود سرشاری کسب کند. در حال حاضر عربستان سعودی در بین کشورهای عربی منطقهای همچنان بالاترین بودجه نظامی را داراست. این کشور از بزرگترین واردکنندگان سلاح در جهان محسوب میشود و ایالات متحده همواره بیشترین سهم فروش تسلیحات نظامی را به این کشور داشته است. عربستان سعودی به واسطه افزایش بودجه نظامی خود طی یک دهه اخیر به دنبال افزایش توان نظامی و به تبع آن افزایش نقش مخرب خود در مسائل منطقهای بوده است. آمریکا یکی از مشتریان اصلی نفت عربستان سعودی و آل سعود نیز یکی از مشتریان بزرگ تسلیحات آمریکاست. به زعم حاکمان سعودی بخشی از امنیت عربستان سعودی با خرید تسلیحات تکمیل میشود.
یکی از موضوعات جدیدی که بر روابط آمریکا و عربستان سعودی تأثیر گذاشته، مسئله بیداری اسلامی در جهان عرب است که از سال 2011 آغاز شد. این موضوع بیش از آنکه سبب تقویت همکاری عربستان سعودی و آمریکا شود به عاملی برای افزایش واگرایی میان دو کشور تبدیل شد. دولت آمریکا در موضوع اعتراضات مرمی در بحرین سیاست سکوت را در پیش گرفت و به نوعی از لشگرکشی عربستان سعودی به بحرین حمایت کرد. در بحران سوریه نیز تعارض جدی میان واشنگتن و ریاض به وجود نیامد و آمریکا از جنگ عربستان علیه یمن نیز حمایت کرد، اما این رویکرد سبب اعتماد ریاض به آمریکا در قبال بیداری اسلامی نشد، زیرا آمریکا تلاشی برای ممانعت از سقوط حسنی مبارک در مصر و « بن علی» در تونس انجام نداد. بنابراین، این ذهنیت برای حاکمان سعودی به وجود آمد که افراد برای آمریکا تاریخ مصرف دارند و واشنگتن در مواقع ضروری حاضر به حمایت از حکام نزدیک به خود بهخصوص در منطقه غرب آسیا نیست.
دیگر موضوعی که به نظر می رسد در روابط عربستان سعودی و آمریکا تاثیرگذار باشد، نگاه بایدن به عربستان سعودی و عدم همراهی ریاض با واشنگتن در جنگ روسیه و اوکراین است. برآورده نشدن درخواستهای عربستان سعودی از بایدن و رویای بازگشت ترامپ در انتخابات 2024 سبب شده که این کشور با سیاست آمریکا در قبال جنگ اوکراین همراه نباشد. این مسئله، تردیدهایی را درباره ادامه روابط خاص میان آمریکا و عربستان سعودی در میان مقامات آمریکایی به وجود آورده است. برخی از آمریکاییها به شدت از عربستان سعودی خشمگین هستند و براین باورند که این کشور پاسخ مناسبی به حمایتهای امنیتی واشنگتن نداده است.
الیزابت شِکِلفورد Elizabeth Shackelford، دیپلمات سابق آمریکایی و کارشناس بلندپایه سیاست خارجی در «شورای امور جهانی شیکاگو» میگوید:«مشارکت و همکاری دیرینه آمریکا با عربستان به معامله با شیطان تبدیل شده است، اما شیطان به تعهدات خود عمل نمیکند، پس زمان آن است که ما نیز آن را رها کنیم. این دسته از افراد با اشاره به وضعیت حقوق بشر در عربستان، دفاع از حکومت این کشور را برای آمریکا مناسب نمیدانند و معتقدند تا امروز حمایت از حکومت سعودی تحت عنوان دسترسی امن به نفت توجیه میشد اما جنگ اوکراین ثابت کرد که این دسترسی وجود ندارد. از نظر آنان اگر روزی گمان میرفت که حمایت از این حکومت سرکوبگر زمانی ارزشش را داشت اما اکنون این طور نیست. علاوه بر این حمایت نظامی آمریکا به جای کمک به تامین منافع آن در منطقه موجب جسورتر شدن حکومت ریاض برای اقدام سرسختانه و شدید در منطقه ای خطرناک شده است.