بررسی مناسبات تهران – ریاض (2) بررسی چالش ها، موانع و فرصت های روابط بین تهران و ریاض
در قسمت دوم متون برنامه به چالش ها، موانع و فرصت های روابط بین تهران و ریاض می پردازیم.
از منظر تاریخی و تحت تاثیر دخالت قدرت های ثالث، دو کشور ایران و عربستان سعودی در مسیر روابط خود با موانع گسترده داخلی، منطقهای و بینالمللی روبرو بودهاند. بخشی از این موانع به مسائلی مربوط می شود که ریشه اصلی آن به تصمیم گیری مسئولین در داخل این دو کشور مربوط می شود. چالش ها و موانع موجود در تهران و ریاض، طیف گسترده ای ازموضوع های اقتصادی ، مذهبی و سیاسی را در برمی گیرد که در این قسمت به بررسی انها می پردازیم.
با وقوع انقلاب اسلامی، رژیم پادشاهی محافظهکار ایران، جای خود را به ساختار جمهوری اسلامی در ایران داد که نقطه مقابل رژیم پادشاهی بود. پادشاهی عربستان سعودی با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران احساس تهدید کرد زیرا رهبران این کشور به دلیل نداشتن پایگاه مردمی تصور می کردند امواج انقلاب اسلامی ممکن است به عربستان سعودی هم برسد. این مساله بویژه ازناحیه شیعیان عربستان بیشتر احساس می شد.براین اساس عربستان سعودی، از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی ایران، استقبال نکرد و با تشدید رویکرد وهابیت گرایی خود، برقراری روابط خوب با ایران را در اولویت های خود قرار نداد.
دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه در ایران معتقد است: در مسائل امنیت منطقهای دو کشورایران و عربستان سعودی هیچگونه همنوایی با هم ندارند. ایران اعتقاد دارد که روابط با عربستان سعودی باید مرکز ثقلی برای همبستگی تمام کشورهای منطقه خلیجفارس باشد و پیشنهاد میکند ایران و کشورهای عربی منطقه خلیجفارس از جمله عراق، اتحادیهای با هم تشکیل دهند. علت مخالفت عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه با این پیشنهاد ایران این است که آنها هنوز به برنامههای دفاعی ایران بدبین هستند. عربستان سعودی از سال 1990 م علناً خواهان حضور نیروهای آمریکایی در منطقه بوده است تا علاوه بر بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت، امنیت حوزههای نفتی خود را تأمین کند. در مقابل سیاستها و جهتگیریهای امنیتی عربستان سعودی، ایران همواره مخالف حضور نیروهای فرامنطقهای بوده است . ج.ا.ایران همواره بر این نکته تأکید داشته است که امنیت منطقه باید توسط کشورهای آن تأمین شود این در حالی است که عربستان سعودی همواره بهخصوص پس از تجاوز نظامی به یمن وابستگی نظامی خود را به ایالاتمتحده افزایش داده است که زمینه حضور بیشتر ایالاتمتحده را فراهم کرده است .
علاوه بر بعد امنیتی، جهتگیریهای سیاسی دو کشور نیز بر موانع موجود بر روابط دو کشور افزوده است. هر دو کشور، طرف مقابل را به حمایت از مخالفان خود متهم کردهاند بر این اساس حمایت ایران از جنبش مردمی حزبالله، حماس و انصارالله یمن بهعنوان حمایت از تروریسم از سوی عربستان سعودی تلقی می شود. از نگاه ایران حمایت عربستان سعودی از گروه های تکفیری نظیر داعش، و تروریستهای وابسته به گروه منافقین از جمله نکات مهم ایجاد اختلاف بین ایران و عربستان محسوب می شوند.
آمریکا در سایه منافع خود از حرکتهای عربستان در تقویت جریان های تکفیری به دو منظور حمایت می کند اول دامن زدن به اسلام هراسی در بین کشورهای غیر مسلمان و دوم مقابله با جریان مقاومت اسلامی به اسم مبارزه با تروریست. درنتیجه حمایت آمریکا از سیاست ریاض درمورد کمک مالی و تامین منابع فکری برای گروه های تکفیری در عمل موقعیت عربستان سعودی را به عنوان خاستگاه گروه های تکفیری تثبیت می کند. درباره تاثیر سیاست های حمایتی ریاض از جریان های تکفیری و سلفی افراطی بر روابط تهران و ریاض، افشین متقی، کارشناس ایرانی در حوزه ی مطالعات غرب آسیا می گوید: حمایت علنی از وهابی گری در عربستان سعودی، دامنه فعالیتهای مداخله جویانه عربستان سعودی را به داخل ایران نیز کشیده است ازجمله جریانهای تندرو و مسلح «جندالله» (جندالشیطان) در بلوچستان پاکستان که هر ازگاهی در داخل ایران اقدام های تروریستی انجام می دهند از سوی عربستان سعودی حمایت میشوند.
از سوی دیگر عربستان سعودی نیز به دلیل رویکرد سرکوب گرایانه ای که علیه اقلیت شیعیان دارد، حساسیت ویژهای نسبت به استان شرقی و القطیف بهعنوان منطقهای شیعهنشین دارد. از دید مقامات عربستان سعودی، جمهوری اسلامی تلاش دارد تا با حمایت از جنبشهای شیعی شرق عربستان سعودی این کشور را ناامن کند. بر این اساس وقوع حوادث مختلف بهخصوص حوادث امنیتی در استان شرقی را منتسب به ایران میداند این اتهام زنی از سوی عربستان سعودی با افزایش جنبشهای جهان عرب در 2011 م و پس از آن به مهمترین نقطه حساسیت عربستان سعودی تبدیل شد. در پی این اتهامات، اعدام آیت الله نمر باقر النمر در 2 ژانویه 2016م و همچنین اعدام چهل نفردیگر از شیعیان عربستان طی یک روز، در12 مارس 2022 را در این راستا میتوان ارزیابی کرد. در واقع عربستان سعودی تلاش دارد با متهم کردن ایران به دخالت، سرکوب شیعیان در عربستان سعودی را توجیه سازد.
در روابط بین ایران و عربستان سعودی، چالش هایی در حوزه ی اقتصاد نیز وجود دارد. تصور مشابهت اقتصادی و احساس بی نیازی از یکدیگر دو متغیر واگرایانه اقتصادی در روابط ایران و عربستان سعودی بوده است. میتوان گفت که دامنه تنش و رقابت سیاسی ایران و عربستان سعودی به حوزه رقابتهای نفتی و اقتصادی نیز کشیده شده است به صورتی که هرگاه یکی از طرفین تلاش داشته تا از نفت بهعنوان اهرم فشاری برای دستیابی به خواستههای خود استفاده کند بازیگر دیگر بر آن بوده تا با تعدیل قیمت، میزان کمبودها را جبران کند که این تعارض در سیاستهای نفتی نیز زمینه را برای بروز تنش در روابط دو کشور فراهم کرده است.
ملک سلمان و با پیشگامی محمد بن سلمان به دنبال عبور از اقتصاد نفتی به اقتصاد پسانفتی هستند. اگر چنین رویکردی تحقق پیدا کند نیاز به درآمد حاصل از گردشگری می تواند بر روابط عربستان سعودی و ایران تاثیر مثبت بگذارد. تلاش برای حرکت به سمت اقتصاد پسانفتی بهصورت عملی، کاهش وابستگی به نفت و تمرکز بر فعالیتهای گردشگری مهمترین برنامههای عربستان سعودی در چشمانداز 2030 بوده است.
در کنار موارد اشاره شده، موانع حوزه ایدئولوژیک و مذهبی نیز سبب شده اند که دو کشور تمایلی به توسعه روابط متقابل نداشته باشند؛ موضوعی که در ادامه بیشتر به آن پرداخته خواهد شد.
ایران و عربستان سعودی به عنوان دو قدرت منطقه ای که از نگاه ایدئولوژیک برداشتهای کاملا متفاوتی از اسلام دارند، از سالهای دور رقابت نزدیکی در توسعه نفوذ در جهان اسلام داشته و دارند. این موضوع شکاف میان دو کشور را چندلایه و متقاطع کرده است. هرچند این رقابت، بهخودیخود نمی تواند مانع گسترش روابط بین دو کشور باشد .زیرا کشورها در حالی که با هم رقابت می کنند می توانند همکاری بر سرمنافع مشترک داشته باشند. ازجمله ایران و عربستان در اوپک منافع مشترک در تثبیت قیمت نفت دارند همچنانکه در حجّ و توسعه گردشگری مذهبی بین اتباع دو کشور نیز منافع مشترکی دارند.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بُعد ایدئولوژیک به چالشهای ژئوپلیتیک دو کشور نیز افزوده شده است. رقابتهای ژئوپلیتیکی دو کشور بسته به توان نظامی و مالی این دو کشور به سایر حوزه ها نیز سرایت کرده است. هر دو کشور رویکرد ایدئولوژیک با درجه متفاوت به سیاست خارجی دارند و از حیث عمق استراتژیک، نیازی به حمایت از یکدیگر ندارند. مجموع این ویژگیها سبب شده تا «احساس بینیازی» به مهمترین عامل تاثیرگذار در روابط دو کشور تبدیل شود. در حوزه سیاست و امنیت اما هر دو کشور موانع متعددی دارند که سبب شده علیرغم گفتگوهای اندک و پراکنده، اختلافات به امری مزمن میان تهران و ریاض تبدیل شود.
اختلاف در یمن، تعارض در عراق، تخاصم در سوریه و تفاوت رویکرد در لبنان سبب شده تا شکاف عمیقی در حوزه منطقهای میان دو کشور به وجود آید. بهتبع این شکاف رویکرد رسانهای هر دو کشور در قبال تحولات منطقهای نیز متفاوت است. مثلا رویکرد رسانهای ایران نسبت به دولت سوریه حمایت گرانه، نسبت به منصور هادی، غیرهمسو است یا اینکه در لبنان، حمایت ایران از حزبالله و جریان 8 مارس در مقابل جریان 14 مارس قرار میگیرد. ضمن اینکه عربستان سعودی در سال 2022 با تامین مالی شبکه تلویزیونی تروریستی ایران اینترنشنال که به ترویج خشونت، نفرت پراکنی و آموزش ساخت کوکتل مولوتوف در جریان ناآرامی ها در ایران دست زد، عملاً به تروریسم رسانه علیه تهران اقدام کرد که این موضوع موجب توقف مذاکرات ایران و عربستان سعودی گردید. در حالی که ایران بر وحدت جهان اسلام، عدالت طلبی و حمایت از آرمان فلسطین و مخالفت با حضور بیگانگان در منطقه غرب آسیا تاکید دارد، عربستان سعودی لازمه تداوم حاکمیت پادشاهی را در تبعیت از اغراض آمریکا و متحدانش می داند.