در اولین قسمت محتوای برنامه، فراز و فرود روابط تهران و ریاض را بررسی خواهیم کرد.

روابط ایران و عربستان سعودی در دهه های اخیرمیزان زیادی از نوسان را تجربه کرده است به صورتی که در کمتر زمانی بتوان گفت که ثبات بر روابط دو کشور حاکم است. عربستان سعودی به‌عنوان کشوری که در دسامبر 1932 میلادی تشکیل شد؛ تلاش کرده است تا به‌نوعی هویت منطقه‌ای خود را تثبیت و هویت بین‌المللی نیز کسب کند. دولت ریاض به دنبال آن بوده است تا در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای، بر اساس رویکرد و منافع وهابیت نقشی فعال را ایفا کند. ادوارد واستنیج (Wastnidge, Edward) استاد دانشگاه متروپولیتن منچسترانگلستان می گوید: عربستان سعودی، ایران پیش از انقلاب اسلامی ایران را به‌عنوان «دیگری» و بازیگر متخاصم ایدئولوژیک که شکاف شیعه-وهابی در منطقه را موجب شده است، در نظر نداشت. این در حالی است که پس از انقلاب اسلامی به بازتعریف روابط پرداخت و جمهوری اسلامی را هم به عنوان «دیگری» سیاسی و هم رقیب ایدئولوژیک خود تعریف کرد که این نوع از بازتعریف روابط، چالش‌هایی را در مسیر روابط دو کشور ایجاد کرده است

به موازات قدرت­گیری عبدالعزیز بن عبدالرحمان در سال 1932، عربستان سعودی  به‌عنوان یک واحد سیاسی مستقل و در قالب یک کشور شناخته شد. بزرگترین رقیب عربستان سعودی، در منطقه یعنی ایران نیز سیاست­های خود را مطابق ظهور بازیگر جدید منطقه­ ای تنظیم کرد. این مسیر در دولت اول و دوم رژیم پهلوی، آغاز و در زمان جمهوری اسلامی ایران تداوم پیدا کرد. درابتدا آنچه برای دولت سعودی اهمیت داشت، «به رسمیت شناخته شدن» از سوی کشورهای منطقه­ ای و بین­ المللی بود. بر اساس این سیاست، سعودی‌ها درصدد گسترش رابطه با کشورهای همسایه و از جمله ایران بودند.

حکومت ایران در سال 1929 دولت حجاز و نجد و ملحقات آن را به رسمیت شناخت و با پیامی از طرف رضاشاه، پادشاهی ملک عبدالعزیز را به وی تبریک گفت و از بهبود روابط بین دو کشور ایران و عربستان سعودی ابراز خرسندی نمود. در سال 1943 م در پی قتل یک ایرانی به نام ابوطالب یزدی، روابط ایران و عربستان سعودی به مدت چهار سال قطع شد که مصادف با انتهای حکومت پهلوی اول بود. در دوره پهلوی دوم و پادشاهی محمدرضا پهلوی (در 16 سپتامبر1941) حکومت عربستان سعودی در دست عبدالعزیز بن سعود بود. این دوره همراه با بروز تنش و تعارض در روابط تهران- ریاض شد.

تفاوت­های ایدئولوژیکی در ابتدای به قدرت رسیدن حکومت سعودی نقش و نمود بیشتری از اختلافات ژئوپلیتیکی داشت. به همین خاطر یکی از مهم‌ترین دلایلی که بین دو کشور مسئله و مشکل ایجاد می‌نمود، مشکل حجاج ایرانی بود . به مرور موضوعات سیاست خارجی نیز به چالش میان ایران و عربستان سعودی تبدیل شد. شناسایی دوفاکتوی رژیم صهیونیستی از سوی دولت محمدرضاشاه پهلوی زمینه­ اختلاف میان دو کشور در حوزه سیاست خارجی بود. اگرچه دولت عربستان سعودی در زمان ملک سعود در مورد رژیم صهیونیستی موضع خصمانه­ ای نداشت، ولی با قدرت گرفتن فیصل بن عبدالعزیز، و گسترش توسعه طلبی رژیم صهیونیستی، در آن مقطع موضع عربستان سعودی در خصوص اسرائیل تند تر شد.

باوجود تنش­های نسبتاً چشمگیر در روابط سیاسی، این دو کشور دارای روابط تجاری خوبی به‌ویژه در زمینه همکاریهای نفتی بودند. مجموع این بحران­های انباشتی در روابط به مرور با وقوع انقلاب اسلامی ایران و نقاط عطف پس از آن عمق پیدا کرد. با وقوع انقلاب اسلامی در ایران دو عامل داخلی و خارجی سبب شد تا روابط ایران و عربستان سعودی بیش از هر دوره دیگری تنش‌زا شود؛ این دوعامل از یکسوتحت تاثیر تشکیل جمهوری اسلامی در ایران برپایه اندیشه های  شیعه و مخالفت آن با وهابیت تکفیری بود و ازسوی دیگر با پایان یافتن  سلطه و نفوذ امریکا در ایران، سیاست موسوم به مهاردو ستونی کیسینجر - نیکسون که بردو پایه ایران و عربستان در خلیج فارس قرار داشت، تغییر کرد. درنتیجه  توجه آمریکا بیشتر به عربستان سعودی معطوف شد . درعمل پادشاهی عربستان که وقوع انقلاب اسلامی در ایران را تهدیدی برای حکومت غیر مردمی خود میدانست در عمل به مجری سیاست آمریکا در ضدیت با ایران تبدیل شد.

وقوع انقلاب اسلامی در ایران به دگرگونی در پیوندهای منطقه‌ای و بین‌المللی ایران انجامید و پیامدهای خاص خود را به‌ویژه برای منطقه خلیج‌فارس در قالب فروپاشی توازن قوای منطقه‌ای به همراه داشت. از این زمان در سطح خلیج‌فارس، ایران از منظر امنیتی بر یک نظم امنیتی مستقل و بدون مشارکت غرب و با حضور کشورهای منطقه تأکید داشته است. این رویکرد جدید ایران در حالی بود که عربستان سعودی، سیاست خارجی‌ خود را در سطح بین‌المللی متأثر از اتحاد راهبردی با آمریکا شکل داده و در سطح غرب آسیا و خلیج‌فارس، به انجام یک بازی موازنه قوا در میان همسایگان بزرگ‌تر و قدرتمندتر پرداخته است. اهداف عمده سیاست خارجی عربستان سعودی همواره رهبری جهان اسلام و رسالت نشر جهانی اسلام مبتنی بر وهابیت شکل گرفته است. در منطقه خلیج‌فارس این اهداف مبتنی بر تلاش برای سرکردگی در منطقه، وحدت اعراب منطقه و رهبری آن‌ها، جلوگیری از قدرت‌یابی شیعیان و کانون‌های انقلابی و جریان‌های طرفدار ایران و تحدید نفوذ ایران است.

در یک دوره تاریخی و طی جنگ تحمیلی هشت ساله رژیم بعث عراق علیه ایران، روابط ایران با عربستان سعودی، به دلیل حمایت سعودی از عراق و همچنین مقابله با انقلاب اسلامی نوپا، تیره شد. حمایت‌های مالی عربستان سعودی به صدام سبب شد تا وی به تقویت هر چه بیشتر نظامی و مالی بپردازد و آن‌ها را علیه ایران به کاربرد.

شاید بتوان گفت که نقاط عطفی که بتواند پیوند دهنده سیاست خارجی عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران در منطقه باشد، به ندرت یافت می­شود. از جمله این موارد می­توان به سیاست­های یکسان ایران و عربستان سعودی در قبال حمله صدام حسین به کویت اشاره کرد.

در دوره پس از جنگ ایران و عراق، به‌رغم تداوم رقابت تهران و ریاض در برخی حوزه‌های ژئوپلیتیکی، برداشت ایران و سعودی از یکدیگر تحت تاثیرتحولات تا حدودی تغییر یافت. تلاش برای تنش‌زدایی و اعتمادسازی در کنار ایجاد فضای مناسب منطقه‌ای و بین‌المللی موجب شد تا ایران و عربستان سعودی رویکرد مثبتی نسبت به یکدیگر اتخاذ کنند و هر دو کشور دوره‌ای از آرامش را تجربه کنند. برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی؛ همکاری‌های دو کشور در حوزه‌های اقتصادی، انرژی، سیاسی و امنیتی به اوج رسید. بهبود مناسبات میان دو کشور در دو دوره‌ای که غالباً تحت عنوان عمل‌گرایی و اصلاح‌طلبی خوانده می‌شود، نه‌تنها به همکاری برای جلوگیری از روند کاهش قیمت نفت در سال 1998 م منجر شد بلکه به امضای توافقنامه امنیتی میان ایران و عربستان سعودی انجامید. شاید این دوره را بتوان باثبات­ترین دوره روابط دو کشور پس از انقلاب اسلامی دانست اما این روند اما در ادامه با چالش­هایی همراه شد.

پیامدهای حادثه 11 سپتامبر 2001 م بر منطقه، پررنگ شدن نقش مقاومت اسلامی  در سیاست‌های منطقه‌ای و ناآرامی‌های جهان عرب، رقابت و تضاد میان ایران و عربستان سعودی را در چهار حوزه عراق، لبنان، بحرین و سوریه برجسته کرد. اهمیت هر کدام از این مناطق برای ثبات و امنیت در خلیج‌فارس و غرب آسیا باعث شده تا رقابت در آن‌ها به خلیج فارس، محدود نشده و طیف گسترده‌ای از بازیگران منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای را در برگیرد. این رقابت در ادامه با وقوع بهار عربی در 2011 میلادی به یمن نیز سرایت کرد تا دامنه تنش­های ژئوپلیتیکی دو کشور پهنه گسترده­ای از ژئوپلیتیک غرب آسیا را در بر بگیرد. روی کار آمدن اوباما در سال 2009 و امضای برجام در سال 2015 با جمهوری اسلامی ایران دامنه تهدید را برای عربستان سعودی عمق بخشید، پس از آن دولت دونالد ترامپ تلاش کرد تا سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی به راه بیاندازد و شکاف در روابط ایران و عربستان سعودی در این برهه بیش از پیش دیده شد تا جایی که منجر به قطع روابط دو کشور در ژانویه 2016 گردید.

به صورت کلی باید عنوان کرد که در کانون مرکزی روابط دو کشور ایران و عربستان سعودی، «نوسان» مهم­ترین متغیری است که ایفای نقش می­کند. مولفه های «اعتماد متقابل» با ورود دو کشور به عرصه رقابت های منطقه ­ای به مرور زمان تضعیف شد تا حتی در صورت برقراری روابط، «صلح سرد» و «کاهش تنش» جایگزین «روابط دوستانه» و «حل مسئله» شود. رویکرد تاریخی نیز چنین نوسانی را نشان می­دهد. در واقع تبعیت محض عربستان سعودی از سیاست های تنش زایانه امریکا که ریاض را گاو شیرده خود می داند، تاثیرات منفی بر فرآیند روابط تهران و ریاض داشته است.

دی ۰۵, ۱۴۰۱ ۱۶:۱۰ Asia/Tehran