سازش ننگین آبراهام 5 (برنامه پایانی)، چشم انداز و پیامدهای آن
در قسمت پایانی به چشم انداز و پیامدهای داخلی، منطقه ای و بین المللی طرح عادی سازی روابط می پردازیم.
در قسمت های گذشته ضمن شناسایی دلایل عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی در قالب طرح آبراهام، ماهیت این طرح، طرفداران و مخالفان را شناسایی و برای شما مخاطبان گرامی تبیین نمودیم. اینک چشم انداز و پیامدها را بررسی می کنیم. یکی از پیامدهای توافق سازش آبراهام این است که منجر به افزایش درگیری میان صهیونیستها و فلسطینیها خواهد شد. این توافق که به صورت یکجانبه به نفع رژیم صهیونیستی است بر خلاف امضا کنندگان سازشکار عربی توافق، منجر به افزایش خشونت صهیونیستها ضد فلسطینیها خواهد شد و طبیعاتاً شدت گرفتن خشونت نیز واکنش مردم و گروههای فلسطینی را در پی خواهد داشت. پایگاه آمریکایی «فارن افرز» در گزارشی با عنوان «وعده کاذب توافقهای آبراهام» نوشت: «پس از توافق آبراهام، خشونت میان فلسطینیان و اسرائیل بالا گرفت. جنگ ماه می 2021 یکی از این موارد است. در پی تشدید تنشهای ناشی از چند هفته خشونت نظامیان رژیم اسرائیل علیه فلسطینیان در قدس و آوارگی آنها، در نهایت حماس اقدام به شلیک موشک به سمت اسرائیل کرد؛ اسرائیل نیز به نوبه خود مناطقی را در نوار غزه بمباران کرد و ساختمانهای اداری و تجاری و مسکونی را ویران کرد؛ در پایان این درگیری ۲۶۰ فلسطینی جان خود را از دست دادند، دهها هزار فلسطینی از خانههای خود آواره شدند و تصاویری از رنج گسترده مردم فلسطین فراگیر شد؛ این امر شاهدی است بر اشغالگری اسرائیل که به طور ذاتی خشونت بار و بی ثبات است.»
یکی دیگر از پیامدهای توافق آبراهام این است که میتواند ثبات داخلی برخی از کشورهای عربی را تضعیف کند. درحالیکه دولت ایالاتمتحده به توافق عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی افتخار میکند، رژیمهای عرب درگیر در این توافق، در داخل کشورهای خود تحت فشار قرار دارند. چراکه مردم جهان عرب و جهان اسلام حق مشروع مردم فلسطین را برای داشتن دولت به رسمیت میشناسند. آنها معتقدند که برادران فلسطینیشان باید یک دولت ملی داشته باشند و از تلاشها برای دستیابی به این هدف حمایت میکنند. دستیابی به توافق صلح با رژیم صهیونیستی ممکن است روابط رژیمهای عربی را با ایالات متحده تقویت کند، اما مشروعیت آنها را در میان ملتهای عربی بهشدت تضعیف خواهد کرد. این موضوع به خصوص در مورد بحرین صدق میکند. شیخ حسین الدیهی معاون دبیرکل جمعیت بحرین در واکنش به تعیین سفیر بحرین در تل آویو گفته است: «خالد یوسف الجلاهمه (Khaled Al Jalahma) سفیر بحرین در تلآویو تنها نماینده خود و کسی است که او را اعزام کرده است. به الجلاهمه میگوئیم که تو تنها نماینده خود و کسی هستی که تو را اعزام کرده است و نماینده بحرین نیستی. ملت بحرین از الجلاهمه مبرا بوده و او را به رسمیت نمیشناسند، همچنانکه رژیم اشغالگر را تا نابودی کامل این رژیم هرگز به رسمیت نخواهند شناخت. بحرین همچنان در کنار فلسطینیان باقی خواهد ماند و عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی نیز خیانت و ننگ است.»
یکی دیگر از پیامدها عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، این است که توافق آبراهام تلاشهای بینالمللی برای ایجاد یک چارچوب امنیتی فراگیر در خلیج فارس را تضعیف خواهد کرد. در دهه گذشته، تنشهای زیادی بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و ایران و همچنین بین ایالاتمتحده و ایران به وجود آمد. یک ساختار امنیتی منطقهای فراگیر مبتنی بر گفتگو، برای وارد کردن کشورهای منطقه و بازیگران خارجی در خلیج فارس نیاز است. ترامپ با تحت فشار قرار دادن کشورهای عربی برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، دقیقاً برخلاف رویکرد حمایت از گفتگوهای فراگیر در منطقه بود. درواقع، توافق آبراهام منجر به واگرایی بیشتر بین ایران و کشورهای عربی شده و خواهد شد.
یکی دیگر از پیامدهای منطقهای توافق آبراهام، تشدید تهدید شدن امنیت رژیم نامشروع صهیونیستی است. امنیت مهم ترین واژه در نزد صهیونیست ها است چرا که رژیم صهیونیستی همواره از سال 1948 از این جنبه بیشترین هراس را داشته و این مسئله تبدیل به یک هراس دائمی برای تل آویو شده است. در واقع اقدامات و تصمیمات رژیم صهیونیستی همواره با توجه و تمرکز بر مفهوم امنیت اتخاذ می شود. بنابراین رژیم صهیونیستی بیشترین حساسیت و نگرانی را از جنبه امنیتی احساس می کند. پس از جنگ 2006 حزبالله و رژیم صهیونیستی و سپس جنگهای 2008 و 2012 و دیگر درگیری ها بین مقاومت فلسطین و رژیم صهیونیستی، ساکنان سرزمینهای اشغالی بیش از هر زمان دیگری احساس عدم امنیت کردهاند. ابراهیم متقی پژوهشگر علوم سیاسی و استاد و رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در این خصوص می گوید: «امنیت در انگاره ذهنی رژیم صهیونیستی کاهش قدرت تهدیدساز سایر بازیگران است.» این در حالی است که اعلام قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی، معامله قرن و توافق آبراهام می تواند امنیت رژیم صهیونیستی را بیش از پیش مورد تهدید قرار دهد.
بخشی از پیامدهای توافق ابراهام را لازم است در سطح بینالمللی جستجو کرد. کاملا عیان است که این توافق منجر به شکاف میان آمریکا و اروپا میشود. طی سالیان متمادی روابط میان اروپا و آمریکا، روابطی محکم و کم تنشی بوده است. خصوصا پس از جنگ جهانی دوم و پذیرش چتر امنیتی آمریکا بر سر اروپا این روابط به وابستگی نزدیکتر شده است، اما پس از انتخاب دونالد ترامپ در سال 2016 به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده وضع تغییر کرد. انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا با مواضع خاصی که از خود بروز می داد هرگز خوشایند مقامات کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا نبوده است. اظهار نظر ترامپ درخصوص برگزیت و جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا که عنوان کرد، مردم بریتانیا تصمیم گرفتند کشورشان را دوباره پس بگیرند، مواضع ضد اروپایی وی را نشان می داد. در پاسخ به این مواضع، مرکل، صدر اعظم سابق آلمان، آمریکا را شریک غیر قابل اعتماد اروپا معرفی کرد. با توافق آبراهام، شکاف ارتباطی با اروپا در دوران ترامپ، بیشتر شد و در دوران بعد، بایدن بیشتر به فکر بازگرداندن اعتبار از دست رفته آمریکا در بین شرکای اروپایی و سازمانهای بینالمللی است. لذا در دولت جدید، آمریکا خوب می داند که یکی از عوامل ایجاد شکاف بین آمریکا و اروپا، می تواند مسئله فلسطین باشد.
شاید نگریستن به جنبه ی مثبتی در این طرح دور انتظار باشد اما از پیامدهای مثبت طرح آبراهام می توان به این نکته اشاره کرد که توافق سازش آبراهام منجر به محوریت یافتن دوباره مسئله فلسطین میشود. فلسطین تا زمانی می تواند به عنوان یک پرونده زنده و پویا مطرح باشد که در جهان اسلام این مسئله به عنوان مهم ترین مسئله در حال پیگیری باشد. از سال 2011 به بعد منطقه غرب آسیا درگیر مبارزه با داعش و دیگر گروه های تروریستی بودند و همین مسئله به نوعی مسئله فلسطین را به حاشیه رانده بود. اقدام ترامپ باعث شد تا این مسئله بار دیگر به مرکز توجهات جهانی بازگردد. واقعیات و واکنش های پس از اقدام ترامپ نیز به خوبی موید این مسئله است. در واقع این اقدام ترامپ مهمترین عامل و فاکتور در اتحاد مسلمانان در حمایت از فلسطین است، کما اینکه در دوره ی بایدن نیز نتایج نظرسنجی ها نشان می دهد که افکار عمومی جهان اسلام از پروژه ی آبراهام حمایت نمی کنند.