چشم انداز جایگاه طالبان در افغانستان (6) دلایل طالبان برای مذاکره با آمریکا
-
هدف طالبان از مذاکره با آمریکا کسب مشروعیت بین المللی است
در قسمت ششم مجموعه برنامه، چشم انداز جایگاه طالبان در افغانستان، دلایل طالبان برای مذاکره با آمریکا، بررسی خواهد شد.
یکی از دلایلی که طالبان حاضر به مذاکره با آمریکا و نیز شرکت درسایر مذاکراتی شد که بازیگران دیگر تدارک دیدهاند، کسب مشروعیت و بازسازی چهره خود میان افکار عمومی در داخل و خارج افغانستان است. طالبان در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما نیز در نشستهای سه و چهارجانبه زیادی با آمریکا، پاکستان، افغانستان و چین حضور داشت و در کنفرانسهای متعدد منطقه ای و بین المللی که در سراسر جهان از توکیو گرفته تا پاریس برگزار میشد، شرکت میکرد. اساساً طالبان در این مذاکرات به دنبال اعلام مواضع خود و پافشاری بر پیش شرط های خود از جمله خروج نیروهای بیگانه از افغانستان بود. البته طالبان در هر کنفرانس و اجلاسی که شرکت میکند، به نوعی با مواضع بازیگران مختلف آشنا میشود و با بازیگرانی که احساس نزدیکی میکند، مشورت های لازم را به طور مستقیم و غیرمستقیم انجام میدهد.
مسئله دیگری که موجب شده است طالبان به میز مذاکره و گفت و گو برگردد، نداشتن قدرت کافی برای تسلط بر کابل و ساقط کردن دولت مستقر است. علاوه براین طالبان عملاً امکان اینکه بتواند آمریکا را در افغانستان به طور کامل شکست دهد، دور از دسترس میداند؛ به همین علت در عین حضور در میدان جنگ، حاضر به مذاکره با آمریکا شد. رهبران طالبان معتقدند از طریق مذاکره و نیز معامله با آمریکا که طرف اصلی طالبان در افغانستان هستند، میتوانند به خواسته اصلی خود دست یابند و به همین علت مدعی اند پس از توافق با آمریکا، با احزاب و سران اقوام در داخل افغانستان گفت و گو خواهند کرد. آنها همواره از موضعی بالاتر به احزاب و گروه های افغانستان نگاه می کنند. طالبان بر این باور است که از طریق مذاکره و در عین حال فعال بودن در حوزه میدانی می تواند آمریکا را از افغانستان بیرون کند. طالبان مبارزه با نیروهای آمریکایی را جهاد مقدس تلقی و سرسختانه بر این باور پافشاری میکند.
طالبان معتقد است که دولت جدید افغانستان از سال 1380 (2001م) تا کنون دولتی دست نشانده، غیرمشروع و مزدور است و به همین علت باید از طریق مذاکره، دولت را ساقط کرد. ازاین رو تا پیش از آغاز مذاکرات صلح بین الافغانی در شهریور 1399 (سپتامبر 2020) در قطر، حاضر به مذاکره مستقیم با دولت افغانستان نشد. طالبان در زمان مذاکره با آمریکا بر این باور بود که دولت اشرف غنی در ضعیف ترین وضعیت خود قرار دارد. از نظر طالبان وجود اختلاف بین جناح دکتر عبدالله و اشرف غنی و نیز اختلاف بین اشرف غنی با احزاب بزرگ سیاسی افغانستان از جمله ائتلاف نجات ملی و ائتلاف بزرگ افغانستان که افرادی مانند حامد کرزی، حنیف اتمر، استاد محقق، ژنرال دوستم، استاد عطاء، صلاحالدین ربانی و انورالحق احدی در آن عضو هستند، بهترین فرصت برای مذاکره و جلب نظر گروه های سیاسی مخالف دولت اشرف غنی است. این عوامل در ترغیب طالبان به مذاکرات صلح نقش اساسی داشت. البته خارج شدن از لیست سیاه سازمان ملل، آزادی رهبران و زندانیان طالبان، خرید زمان از آمریکایی ها و مواردی از این قبیل نیز انگیزه های مذاکره صلح از سوی طالبان محسوب می شدند.
طالبان در گذشته بارها گفت وگوهای صلح با دولت افغانستان را رد کرد و خواستار مذاکرات مستقیم با آمریکا بر سر پایان جنگ در این کشور شده بود. طالبان همواره تأکید میکند که جنگ جاری نتیجه حمله و اشغال افغانستان توسط آمریکایی هاست و برای پایان دادن به جنگ تنها با خود آمریکایی ها گفت وگو خواهد کرد. طالبان معتقد بود به دلیل اینکه دولت افغانستان اختیار حل مسائل را ندارد و وابسته به سیاست های آمریکا و دست نشانده است، مشروعیت ندارد و نباید در مذاکرات صلح حضور یابد. به گفته ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، مذاکره با دولت افغانستان نوعی اتلاف وقت است، زیرا دولت کنونی از سوی آمریکا بر مردم افغانستان تحمیل شده است و توانایی تصمیم گیری ندارد؛ اما طالبان به نمایندگی از مردم افغانستان با نیروهای خارجی به مبارزه ادامه میدهد و برای خروج آنها از این کشور مذاکره میکند.
محور خواستههای طالبان در مذاکرات با آمریکا، خروج نظامیان خارجی از افغانستان بود. طالبان ابتدا براین باور بودند که تا زمانی که آمریکاییها در افغانستان هستند، هیچ مذاکره و گفت و گویی صورت نخواهد گرفت، اما در روند جدید که دونالد ترامپ آغازگر آن بود، طالبان پذیرفت خروج در قالب مذاکرات باشد و حاضر شد در خصوص چگونگی خروج و زمان بندی آن، با طرف آمریکایی گفتگو کند. گروه طالبان معتقد بود به منظور ایجاد فضای اعتماد در مذاکرات صلح با آمریکا، واشنگتن باید نام رهبران این گروه را از لیست سیاه حذف کند. بر اساس نظر گروه طالبان، برای تشکیل حکومت اسلامی باید قانون اساسی تغییر کند. چرا که قانون اساسی کنونی افغانستان توسط آمریکا و نیروهای خارجی و در زمان حکومت دست نشانده خارجی ها تصویب شده است.
از دید رهبران طالبان، نه تنها باید دفتر سیاسی این گروه در قطر به رسمیت شناخته و پرچم طالبان بر بام آن دفتر برافراشته شود، بلکه دفتر سیاسی طالبان در کابل نیز باید افتتاح شود. «شیرمحمدعباس استانکزی»، رئیس پیشین دفتر سیاسی طالبان در قطر اعلام کرد پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و پایان «اشغال»، دیگر نیازی به ارتش در افغانستان نیست. استانکزی که قبل از «ملاعبدالغنی برادر»، رئیس گروه سیاسی دفتر طالبان در قطر بود و در نشست مسکو نیز هیئت این گروه را رهبری میکرد، در پایان شش روز مذاکره با آمریکا در دوحه به برخی رسانههای غربی گفته بود که ارتش افغانستان باید منحل شود و برای آنها وجود این ارتش پذیرفتنی نیست؛ چون نهادهای امنیتی افغانستان توسط آمریکا ایجاد شده اند و قابل اعتماد نیستند. هر چند این موضع گیری با واکنش های متفاوتی مواجه شد و اشرف غنی در واکنش گفت که خیال منحل شدن ارتش افغانستان توهمی بیش نیست، اما واقعیت این است که طالبان به نیروهای امنیتی خود اعتماد دارد و در صورت منحل نشدن ارتش، مطمئناً ادغام نیروها را در دستور کار خود قرار خواهد داد.
نمایندگان طالبان در دی 1397(ژانویه 2019م) در گفت وگو با زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان، شروط جدیدی را برای پیوستن به صلح مطرح کردند. یکی ازاین شروط خلع سلاح کامل احزاب «جنبش ملی اسلامی افغانستان» و «جمعیت اسلامی افغانستان» است. دو حزب «جنبش ملی اسلامی افغانستان» به رهبری ژنرال عبدالرشید دوستم، معاون اول ریاست جمهوری افغانستان، و «جمعیت اسلامی افغانستان» به رهبری صلاح الدین ربانی، وزیر امور خارجه سابق این کشور، از احزاب مطرح و بزرگ افغانستان هستند که همواره نقشی تعیین کننده در مسائل سیاسی افغانستان داشته اند. این دو حزب از مخالفین اصلی حاکمیت طالبان به شمار می روند و در گذشته نقشی فعال در نبرد با طالبان ایفا کرده اند. هرچند شرط خلع سلاح کامل احزاب «جنبش ملی اسلامی افغانستان» و «جمعیت اسلامی افغانستان» به طور رسمی تأیید یا رد نشد، اما به نظر می رسد طالبان برای تثبیت قدرت خود بر کل افغانستان، به تضعیف و خلع سلاح احزاب شمال افغانستان نیازمند است.
دکترغلام یحیی طاهری استاد حقوق در کابل معتقد است: صلح با بخشی از گروه طالبان صورت گرفته است. اما گروهای افراطی دیگری تحت نام داعش در حال تجهیز به منظور ایجاد بی ثباتی در مرزهای شمالی افغانستان با کشورهای آسیای میانه است، صلح واقعی زمانی ممکن خواهد بود که کشور پاکستان از تجهیز و ساماندهی گروهای افراطی دست بردارد. آمریکا نیز از رفتار دوگانه، در قبال کشور افغانستان دست بردارد. در آینده شاهد خواهیم بود که آمریکا از پیمان مصالحه که با طالبان، امضا کرده، سوء استفاده خواهد کرد. امریکا گاهی به صورت مقطعی با استفاده از طالبان، دولت افغانستان را تحت فشار قرار میدهد تا به خواستههای آن تن دهد و گاهی برعکس، با حملات مستقیم به گروه طالبان آنان را تحت فشار قرار میدهد. تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد صلح پایدار محقق نخواهد شد.