چشم انداز حضور داعش در سوریه و عراق (بخش سوم و پایانی : رویکرد بازیگران به داعش)
-
حمله داعش به چاه های نقت عراق
یکی از مسائلی که برای شناخت داعش و ترسیم و تحلیل چشم انداز آن در عراق و سوریه اهمیت دارد ، درک رویکرد بازیگران منطقهای و قدرت های بزرگ بین المللی درباره آن است.
یکی از مسائلی که برای شناخت داعش و ترسیم و تحلیل چشم انداز آن در عراق و سوریه اهمیت دارد ، درک رویکرد بازیگران منطقهای و قدرت های بزرگ بین المللی درباره آن است. به رغم این که داعش گروهی تروریستی است که از بسترهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی خاص خود برخوردار است ، برخی از بازیگران منطقه ای و قدرت های بزرگ بین المللی نقش اساسی در رشد و قدرت گرفتن آن داشتهاند.
آمریکا در دهه های گذشته یکی از اصلی ترین قدرت های فعال در منطقه خاورمیانه بوده و سیاست ها و راهبردهای آن به بیشترین میزان بر بازیگران و روندهای منطقه ای تاثیرگذار بوده است. در دو دهه گذشته آمریکا با حمله به عراق و اشغال این کشور به نقش آفرینی تنش زایانه خود در منطقه ادامه داد. آمریکا در منطقه خاورمیانه روابط پیچیده و متناقضی را با گروههای تکفیری و تروریستی در پیش گرفته است که از حمایت و همکاری تا تقابل را در برگرفته است. در واقع رویکرد آمریکا به گروههای تروریستی مانند داعش در هر حوزه و مقطع زمانی با توجه به اهداف و منافع خاص واشنگتن متفاوت بوده است و آمریکایی ها به رغم تبلیغات و ادعاهای مختلف رویکردهای متفاوت و متناقضی را در مواجهه با گروههای تروریستی در پیش گرفته اند.
آمریکا در سالهای 2003 تا 2011 میلادی که حضور نظامی مستقیمی و گسترده ای در عراق داشت با گروههای تکفیری به طور مستقیم در ارتباط بود. درباره رویکرد آمریکا در قبال داعش ، ازهمان ابتدای اشغال عراق رویارویی نظامی با این گروه توسط رسانه های غربی برجسته میگردد. این در شرایطی است که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در کتاب "گزینه های دشوار" فاش کرد که تاسیس و تقویت داعش با سوء استفاده از خلاء های موجود در منطقه ، توسط آمریکا و متحدانش صورت گرفته است.
آمریکا در سال 2003 میلادی با ادعای ارتباط حکومت صدام با گروههای تروریستی به عراق حمله کرد و خواستار ایجاد دولتی الگو در عراق بود اما حضور نظامی مستقیم آمریکایی ها در این کشور عاملی مهم برای پیدایش و فعالیت گروههای تروریستی به خصوص پیدایش شاخه القاعده عراق بود.
هنگامی که داعش توانست درسال 2014 میلادی بر موصل و شهرهای مهم دیگری از عراق مانند تکریت مسلط شود، به رغم انتظار عراقیها برای حمایت های جدی و فوری آمریکا در چارچوب توافقنامه امنیتی بین بغداد – واشنگتن ، آمریکا نه فقط هیچگونه سرعت عملی برای مقابله با تهدید داعش به خرج نداد، بلکه تلاش کرد تا از شرایط امنیتی وخیم این کشور به عنوان اهرمی برای ایجاد تغییرات مورد نظر خود در عراق استفاده کند. در مجموع ، بررسی رویکرد آمریکا در قبال داعش، نشان می دهد کشورهای غربی و در صدر آن آمریکا، با حمایت از داعش به دنبال تخریب وجهه رحمانی اسلام ، ضربه زدن به محور مقاومت ، ایجاد جنگ های مذهبی و قومی و تقسیم خاورمیانه است. لذا حمایت آمریکا از گروههای تروریستی مانند داعش امری آشکار است. تا جایی که چندین مقام آمریکایی به حمایت آمریکا از داعش اعتراف کردهاند و روزنامههای «واشنگتنپست» و «والاستریت ژورنال» هم به افشاگری دربارهی طرحهای آمریکا برای گسترش حمایت و آموزش گروههای تروریستی در سوریه و عراق پرداختهاند.علاوه بر آمریکا ، نگاه روسیه به داعش از چند منظر قابل توجه است. نخست این که روسیه به عنوان کشوری که اقلیت قابل توجهی از مسلمانان را دارد و در قفقاز شمالی با افراط گرایی مواجه است ، تقویت و ظهور تفکر تکفیری را به عنوان تهدیدی برای خود تلقی می کند. دومین نکته ، نقش داعش در مقابل دولتهای متحد روسیه در منطقه از جمله سوریه و عراق و حمایتهایی غربی و منطقه ای از داعش برای تغییر دولتهای مشروع در خاورمیانه است. سومین موضوع نیز منافع دولت روسیه در کشوری مانند سوریه و روابط خاص آن با جمهوری اسلامی ایران است که با قدرت گرفتن داعش مورد تهدید قرار می گیرد.
حضور عناصری از آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی و خصوصا قفقاز شمالی در گروه داعش به منبع اصلی احساس تهدید روسها تبدیل شده است. قفقاز شمالی و چچن به طور خاص تاریخ طولانی در افراط گرایی مذهبی دارند. تعداد تروریست های قفقازی داعش زیاد نیست اما آن ها جز موفق ترین عناصر این گروه و از فرماندهان آن هستند. چچنی ها و دیگر تروریست های قفقازی، رده های بالایی در داعش دارند. بعد از دو جنگ چچن، آرامش نسبی در منطقه قفقاز شمالی حکمفرما شده است. با این حال کار شناسان روسی بر این باورند که درصورت عدم حذف تکفیری ها در سوریه و عراق ، طولی نخواهد کشید تا این تروریست ها از سوریه و عراق برای ادامه جنگ با روسیه به این کشور و مرزهای آن برگردند. اعضای گروه داعش ویدئوهای متعددی را با محتوای تهدید دولت ولادیمیرپوتین ، رئیس جمهوری روسیه منتشر کرده اند.
با توجه به این موضوع در روسیه که داعش در حال تبدیل شدن به تهدیدی برای امنیت ملی این کشور است، روسیه تلاشهای جدی را برای مواجهه با داعش آغاز کرد. این تلاشها شامل کوشش برای ایجاد ائتلافی بین المللی و کارآمد برای مبارزه با داعش بود. در حالی که روسیه در ائتلاف بین المللی ضد داعش به سرکردگی آمریکا شرکت نکرد و نسبت به اهداف و سیاستهای غرب در منطقه تردید و بدبینی جدی دارد، به دنبال ایجاد ائتلاف جدیدی برای مقابله با داعش بوده است. در این چارچوب ، روسیه علاوه بر ادامه حمایتهای خود از دولت سوریه و تا حدی عراق برای مقابله با داعش و سایر جریانهای تروریستی سعی کرد تا وارد مذاکراتی با سایر کشورها برای ایجاد ائتلاف نوین ضد داعش شود. بر این اساس مسکو طرح نوینی برای ایجاد ائتلافی متشکل از روسیه، ترکیه، عربستان سعودی، اردن و سوریه مطرح کرد اما به سبب مخالفت سعودهای در این مسیر موفق نبود.
روسیه همچنین تعاملاتی را با کشورهای غربی برای تقویت و انسجام توان و فعالیتها برای مبارزه با داعش آغاز کرد اما به رغم ادعای طرفهای غربی برای مبارزه با داعش ، در عمل هیچ اقدام مشترکی برای مبارزه با داعش و سایر گروههای تروریستی طراحی و انجام نشد. چرا که اهداف و منافع کلان روسیه و غرب در منطقه با هم تعارض داشته است که امکان همکاری را دشوار می کند. بر این اساس بود که رهبران روس مسیر جدیدی را برای ایجاد ائتلاف نوین علیه داعش آغاز کردند و موفق به تشکیل ائتلافی متشکل از روسیه، جمهوری اسلامی ایران، عراق و سوریه برای مبارزه جدی با داعش و سایر گروههای تروریستی شدند. در این چارجوب ، انتقال تسلیحات و هواپیماهای نظامی روسی به سوریه آغاز شد و سپس تاسیس مرکز مبادله اطلاعات بین کشورهای عضو ائتلاف در بغداد اعلام شد. در چنین شرایطی ، حملات هوایی گسترده روسیه علیه مواضع تکفیری ها در سوریه از 30 سپتامبر 2015 میلادی آغاز شد و از آنجا که این حملات هوایی با حملات زمینی ارتش سوریه و محور مقاومت هماهنگ بود ، ضربات مهلکی به تروریست ها وارد شد.
ترکیه یکی دیگر از بازیگران منطقهای در برخورد با گروه تروریستی داعش است . رویکرد ترکیه در قبال داعش ، متغیر و پیچیده است. این کشور در طول چند سال گذشته به اصلی ترین عامل بقا و تداوم حیات داعش تبدیل شد و به انحاء مختلف از جمله ترانزیت کردن تروریست های اجاره ای از اقصی نقاط جهان به سوریه ، باعث قدرت گرفتن داعش شده است. در واقع آنکارا در چارچوب سیاست نئوعثمانی سعی کرد تا از داعش به عنوان ابزاری برای بر هم زدن شرایط عراق و به ویژه سوریه استفاده کند ، چرا که در شرایط فقدان معارضان سوری قابل اتکا ، داعش به اصلی ترین گزینه ای تبدیل شد که از توان لازم برای مقابله و ایجاد چالش برای دولت سوریه برخوردار بوده است.
دلایلی وجود دارد که نشان میداد ترکیه نقش مهمی در کمک به داعش دارد. نخست این که ترکیه مرزهای مشترکی به طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر با سوریه و عراق دارد و ترکیه تروریست های اجاره ای و نیروهای تکفیری را از خاک خود به این دو کشور اعزام میکند تا به داعش بپیوندند. ترکیه برای داعش در سوریه محموله های سلاح ارسال می کند و زخمی شدگان آن را در بیمارستان های خود درمان می کند و هتل های آن در شهرهای مرزی میزبان تروریست ها است.
دلیل دوم این که ، نقش دولت آنکارا در قاچاق سوخت سوریه توسط داعش است که حتی نمایندگان پارلمان ترکیه خواستار توضیح دولت در این باره شدند.داعش هزاران تُن سوخت از سوریه به ترکیه قاچاق می کند و از این راه ماهانه سودی چند میلیون دلاری به دست می آورد. بر اساس گزارش های رسانه های ترکیه ، سوخت قاچاق شده به قیمت ناچیزی از داعش خریداری و در داخل با قیمت بالایی فروخته می شود.
علت دیگر که نشان دهنده حمایت ترکیه از داعش بوده این است که پلیس ترکیه از تحرکات محسوس و فزاینده داعش چه در زمینه اذعان برخی از افراد به وابستگی شان به داعش و آویزان کردن پرچم این گروه از پنجره منازل و خودروهای خود در برخی مناطق و چه در زمینه جذب جوانان ترک، چشم پوشی میکند.
علاوه بر ترکیه ، روابط عربستان سعودی با داعش هم پیچیده است. از یک سو زباله تاریخی همچون داعش و سایر جریانهای افراط گرای تکفیری به نوعی زائیده تفکر وهابی است و به لحاظ سیاسی ، امنیتی ، مالی و نظامی مورد حمایت آل سعود قرار دارند. از سوی دیگر ، داعش به عنوان رقیبی ایدئولوژیک و تهدیدی امنیتی برای عربستان ظاهر شده است. نگاهی به تاریخ وهابیت در عربستان سعودی نشان میدهد «تکفیر» و «نفرت» از دیگران اولین و مهمترین پایههای تشکیل دهنده این فرقه هستند که هم اکنون توسط گروههای تروریستی تکفیری همچون «القاعده» و «داعش» به عاریت گرفته شدهاند.
سعودیها که بعد از تحولات بیداری اسلامی در جهان عرب از سال 2011 میلادی با مطالبات گسترده مردمی برای ایجاد نظامهای دموکراتیک روبهرو بودند سعی کردند تا با بهره گیری از گروههای تکفیری به تغییر شرایط سیاسی و امنیتی منطقه بپردازند. بر این اساس ، حمایت جدی از گروههای افراط گرا و تروریستی در عراق و سوریه در دستور کار سعودیها قرار گرفت که در صدر آنان گروه تروریستی داعش قرار داشت.
همچنین درباره روابط رژیم صهیونیستی و داعش دو دیدگاه متفاوت در محافل سیاسی، پژوهشی و رسانه ای مطرح شده است که مقابل هم قرار دارد. دیدگاه نخست آن است که داعش به عنوان یکی از تهدیدهای نوظهور برای رژیم صهیونیستی است که این رژیم را به عنوان یکی از اهداف و دشمنان خود به لحاظ نظری تلقی می کند. دیدگاه دوم نیز آن است که رژیم صهیونیستی از ایجادکنندگان و حامیان اصلی داعش بوده است و داعش هم خدمات بزرگی به منافع این رژیم می کند. بر اساس اسناد متقن ، نگاه دوم به حقیقت نزدیکتر است ، کما اینکه رژیم صهیونیستی کمک های مالی ، امنیتی و نظامی زیادی را در اختیار داعش قرار داده است. البته داعش نیز تاکنون هیچ اقدام عملی علیه رژیم صهیونیستی انجام نداده ، بلکه کوشیده است با ضربه زدن به محور مقاومت ، حاشیه امنی برای رژیم اشغالگر قدس ایجاد کند.