چشم انداز حضور داعش در سوریه و عراق(بخش اول : ریشه های شکل گیری داعش(
-
تصویر یکی از تروریست های گروه داعش پس از تصرف شهر موصل عراق
بررسی روند فعالیتهای جریان تکفیری در عراق و سوریه نشانگر آن است که این جریان در سالهای اولیه پس از ٢٠٠٣ میلادی به بازیگری مخرب تبدیل شده است.
این مقاله بر اساس پژوهش واحد پژوهشهای کاربردی برون مرزی در 3 بخش توسط اداره کل خبر و تفسیر برون مرزی تهیه شده است.
بررسی روند فعالیتهای جریان تکفیری در عراق و سوریه نشانگر آن است که این جریان در سالهای اولیه پس از ٢٠٠٣ میلادی به بازیگری مخرب تبدیل شده است. در حالی که این جریان تکفیری تحت رهبری ابومصعب زرقاوی در ابتدای دوره پس از تغییر رژیم صدام در عراق تنها به عنوان یکی از جریانهای مسلح مخالف روند جدید دولتسازی در عراق مطرح بود ، به تدریج توانست با سوء استفاده از ایدئولوژی و الگوهای رفتاری خاص، خود را به عنوان اصلی ترین جریان افراطی معارض در عراق مطرح کند. هر چند بحران در سوریه باعث گسترش فضای ژئوپلیتیک جریان تکفیری و تشکیل داعش شد اما بازگشت خشونت آمیز آن به عراق و اشغال بخشهای مهمی از مناطق سنی نشین این کشور در استانهای الانبار، نینوا، صلاح الدین و دیالی موجب تبدیل شدن آن به بازیگری مخرب شد و نگرانیهای مهمی را در سطح منطقهای و جهانی برانگیخته است.
با توجه به این روند ، پرسشی که مطرح بوده این است که مهمترین مولفه درونی در روند دگردیسی جریان تکفیری در عراق و سوریه چه بوده است؟ در این چارچوب بر این مساله تاکید میشود که ارائه و دنبال کردن طرح بدیلی از دولتسازی در عراق مقابل دولتسازی فدرال- دموکراتیک در این کشور و تلاش برای بهره گیری از چالش های الگوی دولتسازی فدرال- دموکراتیک به عنوان مهمترین مولفه درونی در روند دگردیسی جریان تکفیری در عراق و سوریه است که در هر دوره به شکلهای مختلف مطرح شده است.
دولت جورج بوش ، رئیس جمهوری وقت آمریکا هنگام حمله به عراق در سال 2003 میلادی سعی کرد استدلال های مختلفی را برای توجیه این تجاوز مطرح کند. یکی از این دلایل، پیوندهای رژیم صدام با گروه القاعده و احتمال انتقال تسلیحات کشتارجمعی به این گروه بود. این استدلال اما بیش از آن که واقعیتی موجود با پیامدهای تهدیدآمیز برای آمریکا باشد، بیشتر به عنوان یکی از توجیههای دولت بوش برای حمله به عراق محسوب میشد. چرا که هرچند در طول دهه 1990 میلادی فعالیت سلفیهای افراطی در عراق رشد قابل توجهی داشت اما قبل از سال 2003 میلادی به جز گروه انصارالاسلام هیچ گروه افراطی مهمی در این کشور وجود نداشت. بعد از حمله آمریکا به عراق بود که گروههای افراطی به عنوان گروههای شورشی مخالف روند جدید دولت –ملت سازی و مداخله آمریکا ظهور کردند و به بازیگران معارض عمده در عرصه عراق تبدیل شدند.
در واقع حمله آمریکا به عراق و فروپاشی رژیم صدام باعث بسیج بعثیها و تکفیری های افراطی و هجوم به اصطلاح جهادیهای خارجی به این کشور و سازماندهی آنها در قالب گروههای شورشی مختلف شد. از جمله این گروهها میتوان به جماعت توحید و جهاد، ارتش مجاهدین عراق، ارتش اسلامی عراق، ارتش انصار السنه ، گردانهای انقلاب 1920 میلادی عراق اشاره کرد.
یکی از مهمترین این گروهها جماعت توحید و جهاد بود که به سرکردگی ابومصعب زرقاوی در سال 2004 میلادی تشکیل شد. پس از آنکه زرقاوی بیعت خود را با اسامه بن لادن سرکرده وقت القاعده اعلام کرد ، به "تنظیم القاعده فی بلاد الرافدین" تبدیل شد و همچنین به این گروه، القاعده عراق نیز اطلاق می شد.
زرقاوی بعد از آزادی از زندانی در اردن در سال 1999 میلادی ، رهبری بخشی از داوطلبان به اصطلاح جهادی در افغانستان را برعهده داشت اما در سال 2001 از این کشور به شمال عراق فرار کرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پیوست و سپس با ایجاد جماعت توحید و جهاد به عنوان شاخه القاعده در عراق ، وفاداری خود را به رهبری القاعده اعلام کرد .شکلگیری جماعت توحید و جهاد یا القاعده عراق به رهبری زرقاوی و تبدیل شدن آن به اصلی ترین گروه تروریستی در این کشور با مؤلفههای متعددی در ارتباط بود. حمله آمریکا به عراق فرصت و انگیزه ای قوی ، برای سازماندهی القاعده، عضوگیری و عملیات خشونتآمیز علیه نیروهای آمریکایی، مردم و نیروهای امنیتی دولت جدید عراق ایجاد کرد. در این میان اما مسائلی مانند فروپاشی ساختارهای سیاسی و نظامی ـ امنیتی پیشین و شرایط اقتصادی ، چالشهای روند دولتسازی فدرال- دموکراتیک نقشی عمدهای در شکلگیری و رشد گروههای تروریستی و جریان تکفیری در این کشور داشت.
مبارزات القاعده عراق با نیروهای آمریکایی و دولت عراق و گرایش ضد شیعی آن به دلیل ایدئولوژی تکفیری ، بهصورت طبیعی ، القاعده عراق را در کنار برخی از گروهها قرار داد که از حاکمیت دولت جدید و اقدامات آمریکا در عراق ناخشنود بودند. با گذشت زمان و آشکار شدن ماهیت ضد اسلامی گروههای تکفیری ، سنی های عراق نیز مقابل داعش و دیگر گروههای تکفیری قرار گرفتند و داعش هم با کشتار صدها نفر از اهل تسنن در عراق نشان داد که نماینده اهل سنت نیست و هم با شیعیان و و هم با اهل سنت خصومت دارد.
در مقایسه با سایر گروههای شورشی، گروه القاعده عراق تحت رهبری زرقاوی در رادیکال کردن فضای درونی عراق و تشدید خشونتهای فرقهای نقش بسیار برجستهای داشت. این گروه برای تشدید ناامنیها و در نتیجه تضعیف دولت عراق سعی کرد از شکافهای قومی-مذهبی و سیاسی داخلی عراق به بهترین نحو استفاده کند و با تحریک شیعیان و سنیها علیه یکدیگر زمینههای لازم را برای ایجاد جنگ داخلی مهیا سازد.
جریان تکفیری القاعده عراق بعد از آنکه توانست با بهرهگیری از چالشهای روند جدید دولتسازی به تشدید چالشهای داخلی در عراق بپردازد ، به سوی طرح دولت سازی در عراق حرکت کرد . این جریان بعد از موفقیت در تشدید درگیری های فرقهای در عراق تا سال ٢٠٠٦ میلادی ، طرح دولت سازی بر اساس ایده های تکفیری و درچارچوب اندیشههای رهبران القاعده را مورد توجه قرار داد. با این حال ، طرح دولت سازی تکفیریها در عراق واجد برخی ویژگیهای خاص منطبق با شرایط عراق بود که با دیدگاههای برخی رهبران القاعده مانند ایمن الظواهری اختلافاتی داشت. در این مرحله ، هدف اصلی القاعده عراق، استفاده از خاک این کشور به عنوان پایگاهی برای ایجاد تدریجی به اصطلاح خلافت اسلامی بود . این اقدام ، نظم منطقهای و در مرحله بعد نظم بینالمللی را با مشکلات و تغییراتی مواجه میساخت.
جریان تکفیری پس از اتخاذ تصمیماتی و با تاکید بیشتر بر خلافت، عملیات تروریستی خود را تشدید و شروع به افزایش نفوذ خود در مناطق گسترده ای از عراق کرد تا اینکه در سال ٢٠٠٦ میلادی ، زرقاوی به طور علنی در یک نوار ویدئویی ، تشکیل آنچه را " شورای مجاهدین" خواند به سرکردگی عبدالله رشید البغدادی اعلام کرد. پس از کشته شدن زرقاوی توسط نیروهای آمریکایی در سال ٢٠٠٦ میلادی ، ابوحمزه المهاجر به سرکردگی این گروه تعیین شد و در پایان همان سال ، دولت اسلامی عراق یا همان گروه داعش به سرکردگی ابوعمر البغدادی تشکیل شد.به رغم تلاشهای گروه داعش برای پیشبرد روند دولت سازی مد نظر خود در عراق که از استان الانبار آغاز شد، به تدریج واکنش دولت بغداد ، تشکل ها و گروه های مردمی و همچنین مخالفت اقشار مختلف مردم از جمله سنی های الانبار باعث افول و تضعیف این جریان و ناکامی طرح دولت سازی در عراق شد. شکاف و اختلافات بین گروه داعش و رهبران قبایل سنی از زمانی تشدید شد که القاعده سعی کرد تا حضور و حاکمیت خود بر منطقه الانبار را تثبیت کند و عناصر محلی را به تبعیت از خود وادار کند. القاعده در این چارچوب به مجموعه اقداماتی دست زد که در نهایت نارضایتی و مقابله نیروهای قبایلی با آن را در پی داشت. مهمترین این اقدامات ، تلاش تکفیریها برای تثبیت حضور خود در جامعه محلی از طریق ازدواج اعضای خود با خانوادههای بومی و قبایلی؛ تلاش جریان تکفیری برای مداخله در امور اقتصادی منطقه از جمله فعالیتهای قبایل در انتقال کالا و تلاش داعش برای تحمیل عقاید تکفیری و برنامههای اجتماعی و سیاسی خود بر مردم این مناطق و مجازاتهای سنگین و خشونتبار بود.
به رغم تضعیف جدی گروه داعش در عراق به ویژه بعد از سال ٢٠٠٨ میلادی، این گروه همچنان به فعالیت خود در عراق ادامه داد. دوران سرکردگی ابوعمر البغدادی در گروه داعش ، عراق شاهد گسترش عملیات تروریستی همزمان همانند حمله به بانک مرکزی، وزارت دادگستری و یورش به زندانهای ابوغریب و الحوت بود. مرگ ابوعمر البغدادی و سرکردگی ابوبکر البغدادی که با تحولاتی جدید در جهان عرب و به ویژه بحران سوریه همراه بود، به آغاز مرحله جدیدی از فعالیتها و نقشآفرینیهای جریان تکفیری عراق منجر شد. پس از حدود ده روز از کشته شدن ابوعمر البغدادی در 19 آوریل 2010 میلادی توسط نظامیان آمریکایی و عراقی ، شورای مشورتی داعش تشکیل جلسه داد و ابوبکر البغدادی را به عنوان سرکرده داعش انتخاب کرد.
چند ماه پس از آغاز بحران سوریه، تشکیل گروههای مسلح تروریستی برای جنگ با ارتش سوریه آغاز شد. در اواخر سال 2011 میلادی، گروه موسوم به جبهه النصره به سرکردگی ابومحمد الجولانی تشکیل شد و طولی نکشید که توانمندی این گروه تروریستی با توجه به حمایتهای گسترده برخی کشورهای منطقه ای به طور چشمگیری افزایش یافت و در طول چند ماه به یکی از مهمترین و قدرتمندترین گروههای مسلح تروریستی در سوریه تبدیل شد. این گروه همچنان به حملات مسلحانه خود ادامه داد تا اینکه گزارشهای اطلاعاتی از رابطه فکری و تشکیلاتی این گروه با القاعده عراق پرده برداشت.
در نهم آوریل 2013 میلادی، ابوبکر البغدادی در یک پیام صوتی اعلام کرد که جبهه النصره امتداد داعش است و تشکیل آنچه دولت اسلامی عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامی عراق اعلام شد. طولی نکشید یک نوار صوتی منتسب به ابومحمد الجولانی هم پخش شد که در این نوار از رابطه خود با داعش عراق سخن گفت اما وی ایده ادغام با این گروه را نپذیرفت و بیعت خود را با شبکه القاعده تحت رهبری ایمن الظواهری اعلام کرد. هر چند داعش و جبهه النصره چندین عملیات تروریستی مشترک را در مناطقی که در عراق و سوریه حضور دارند، انجام دادند اما به تدریج نه فقط دامنه اختلافات و منازعات داعش و جبهه النصره افزایش یافت ، بلکه اختلافات مهمی بین ابوبکر بغدادی و ایمن الظواهری نمودار شد.
داعش از آوریل ٢٠١٣ میلادی توانست از فرصتهای بحران سوریه ، جذب حمایتهای منطقه ای ناشی از ضدیت با دولت سوریه ، بسترنارضایتی های اجتماعی و فریب آن دسته از جوانان عربی که از انفعال دولت هایشان مقابل غرب سرخورده شده بودند ، به خوبی استفاده کند و بتدریج به جایگاهی بالاتر از القاعده دست یابد. این جایگاه باعث برتری نظامی و سیاسی - تبلیغاتی داعش مقابل سایر گروههای تکفیری و تروریستی در سوریه و در نتیجه جذب سطح گستردهتری از منابع انسانی و مالی شد.