نقش هالیوود در پیشبرد سیاست اسلام هراسی : قسمت دوم
ایالات متحده آمریکا برای توجیه سیاستهای جنگطلبانه خود از فیلمهای تولید شده در هالیوود به عنوان مهمترین سلاح رسانهای و همزمان پیچیدهترین ابزار جنگ نرم استفاده می کند
ایالات متحده آمریکا برای توجیه سیاستهای جنگطلبانه خود از فیلمهای تولید شده در هالیوود به عنوان مهمترین سلاح رسانهای و همزمان پیچیدهترین ابزار جنگ نرم استفاده می کند ، زیرا سینما با ناخودآگاه جمعی مخاطبین ارتباط میگیرد و تماشاگر وقتی فیلم میبیند، در زمانهایی خاص، کنترلش را درمورد عواطف و احساساتش از دست میدهد و شبیه یک انسان مسخ شده در مواجهه با تصویر قرار میگیرد. در نتیجه میتوان در چنین شرایطی مفاهیم و باورهایی جدید را در ذهن تماشاچی کاشت و در او بارور کرد.
به این ترتیب می توان گفت فیلم سلاحی بالقوه است که به وسیلة آن میتوان فکر آدمها را تحت تاثیر قرار داد و در مواردی حتی جسم آنها را به خدمت گرفت، بیآنکه لازم باشد حتی گلولهای شلیک شود. همانطور که از نظریات و آزمایشات و آمارها برمی آید رسانه یکی از مهمترین ابزار بازنمایی ایده هاست و صاحب رسانه میتواند به صورت تلویحی و به آسانی آراء مخاطبانش را تحت تأثیر قرار دهد. هالیوود به عنوان بزرگترین رسانه جهان ابزار قدرت آمریکاست و از طریق آن می تواند هر قوم یا ایده ای را بر اساس نیازهایش معرفی کند. امروزه نوبت به ایده اسلام رسیده است و مسلمانان به طور عام و اعراب به طور خاص به عنوان نمایندگان این ایده مورد تهاجم تبلیغاتی هالیوود قرار دارند.
یکی از مشخصه های بارز سینمای هالیودد سیطره یهودیان بر آن است .سلطه یهودیان از اوان شکل گیری صنعت سینما در آمریکا وجود داشته و اکنون نیز این نفوذ پرقدرت را حفظ کرده اند.در این زمینه مایکل مدود یکی نویسندگان و منتقدین برجسته سینمای آمریکا می گوید: "انکار واقعیت قدرت و سلطه یهودیان در فرهنگ عامه بیفایده است. اگر به فهرستی از پرنفوذترین مدیران اجرایی استودیو های فیلمسازی مهم توجه شود ، تحت هر شرایطی بخش عمدهای از آن را اسامی یهودیان سرشناس تشکیل خواهند داد." مایکل مدود در کتابی با عنوان "هالیوود در برابر آمریکا" ( 1992 ) می نویسد :
هالیوود همچنان به تولید آثاری با مشخصات فنی فاخر، فیلمبرداریهای خیره کننده، جلوههای ویژه حیرت آور، صحنهپردازیهای چشمگیر، تدوینهای ماهرانه و نویسندگی خلاق ادامه میدهد، اما معضل بزرگ هالیوود به عنوان مرکز تفریح و فرهنگ آمریکا آن چیزی است که وی آن را بیماری روح مینامد. به اعتقاد مدود ، هالیوود امروز یک شرکت تولیدات سمی است و الگوی ارج نهادن به زشتی و قباحت در آن فراگیر شده است. مدود اولویت بزرگترین و پرنفوذترین صنعت سرگرمی را فساد و انحراف میداند.به عقیده وی ، هالیوود همراه با سایر رسانههای صهیونیستی درباره رویدادهای کنونی جامعه هیاهو به راه میاندازد و آنها را تحریف میکند، به طور نظاممند تاریخ را دستکاری میکند، تفریح و سرگرمی های فرومایه ومعیارهای بیارزش را ترویج میکند، نظارت صهیونیستی بر زندگی سیاسی آمریکا را امکانپذیر میسازد و نهایتا به جنگ رژیم اسرائیل با فلسطینیها و چند دهه سرکوب مردم فلسطین کمک میکند.هالیوود و واشنگتن همواره به دنبال یافتن کشورها و ملتهای جدید هستند تا تحت عنوان نیروی شر آنها را هدف قرار دهند و از بین ببرند.
از دیگر اشخاصی که در این زمینه اظهار نظر کردهاند میتوان به جوئل آستین اشاره کرد. وی یکی از تهیهکنندگان صهیونیستی هالیوود است، در مطلبی که در دسامبر 2008 در لسآنجلس تایمز منتشر شد نوشت ، به عنوان یک یهودی سربلند مایلم مردم آمریکا از دستاورد ما مطلع شوند. بله ما هالیوود را در اختیار داریم ،برای من مهم نیست که مردم امریکا فکر کنند ما رسانههای خبری، هالیوود، وال استریت و دولت را اداره میکنیم. مهم این است که باید این نهادها را همچنان اداره کنیم.
گفتنی است شرکت فیلم سازی مترو گلدوین مایر ، بیش از هفتاد سال است که یکی از ستونهای اصلی صهیونیستی هالیوود شناخته میشود. نشان معروف این شرکت عظیم سینمایی و تلویزیونی شیر غران است که در ابتدای فیلمهای این شرکت مشاهده میشود. در اطراف این شیر غران شعار این شرکت با حروف لاتین درج شده است که به معنای هنر برای هنر است. آنگونه که از این شعار برمی آید گویا قرار است محصولات سینمایی و تلویزیونی – حداقل در هالیوود و شرکت مترو گلدوین مایر- صرفا برای هنر یا فرهنگ تولید شود. اما در واقع این شعار ترقی خواهانه و آزادی خواهانه ، دروغی بیش نیست. دستگاه هالیوود آثار سینمایی و تلویزیونی را به خاطر هنر یا فرهنگ تولید نمیکند، بلکه برای پول و سود و البته تبلیغ و اشاعه سلایق ایدئولوژیک و اهداف صاحبان و ادارهکنندگان هالیوود روانه بازار میکند.
جاناتان جی. گولدبرگ ، یکی از اشخاصی است که مطالعهای دقیق در این باره کرده است. وی دبیر یکی از هفتهنامههای پرنفوذ جامعه یهودیان به نام فوروارد است. گولدبرگ در سال 1996در کتابی با عنوان "قدرت یهودی" نوشت : "در برخی از بخشهای مهم رسانهای، به ویژه در بین مدیران استودیوهای هالیوود ، یهودیان از نظر عددی برتری دارند، به نحوی که میتوان بر اساس آمار و ارقام، صنعت فیلمسازی را حوزهای تحت نظارت یهودیان نامید. هالیوود در پایان قرن بیستم صنعتی است که همچنان رنگ و بویی آشکارا نژادی دارد. عملا تمام مدیران اجرایی ارشد در استودیوهای مهم، یهودیاند. نتایج یکی از مطالعات نشان می دهد که 59 درصد از نویسندگان، تهیهکنندگان و در سطحی پایینتر، کارگردانان فیلمهای پرفروش، یهودیاند. حضور یهودیان در کنار یکدیگر در یکی از مهمترین و سودآورترین صنایع آمریکا موجب شده است تا یهودیان هالیوود از قدرت سیاسی بالایی برخوردار گردند "
دو نویسنده مشهور یهودی به نام های "سیمور لیپست" و "ارل راب" در کتاب خود با عنوان "یهودیها و صحنه جدید آمریکایی" به این موضوع پرداختهاند. آنها مینویسند: "در سه دهه اخیر یهودیها در ایالات متحده نیمی از جمعیت دویستنفره اندیشوران ، بیست درصد از استادان دانشگاههای برتر، چهل درصد از سهامداران شرکت های حقوقی در نیویورک و واشنگتن، 59 درصد از کارگردانان، نویسندگان و تهیهکنندگان پنجاه فیلم پرفروش از سال 1965 تا 1982، و 58 درصد از کارگردانان، نویسندگان و تهیهکنندگان چند سریال تلویزیونی پربیننده را شکل دادهاند"
هر یک از استودیوهای اصلی هالیوود در حال حاضر اعانهبگیر یک شرکت خیلی بزرگتر هستند و بنابراین آنقدرها هم فعالیت آنها مستقل نیست، بلکه یکی از منابع خیلی بزرگ و درآمدزا برای امپراتوری گستردهتر مالی شرکتهای سرپرست خودشان هستند. این استودیوهای اصلی و سرپرست آنها عبارتند از : فاکس قرن بیستم (نیوزکورپوریشن)، پارامونت پیکچرز ( وایاکام)، یونیورسال ( جنرال الکترونیک / وایوندی) دیسنی ( شرکت والت دیسنی) ،تری استار پیکچرز ( سونی) و برادران وارنر
( تایم وانر ).
این شرکتهای مادر جزو بزرگترین و قدرتمندترین شرکتها در جهان هستند و نوعاً تحت ادارة وکلا و بانک داران سرمایهگذار قرار دارند. منابع اقتصادی آنها نیز گاهی اوقات با حوزههای سیاسی و صنایع تسلیحاتی به طور تنگاتنگی گره خورده و غالبا نیز با سران دولت سر و سری دارند، چرا که در نهایت این دولت است که مقررات مالی را تنظیم میکند.
برخی از فیلمسازان کمکهای زیادی را از جانب آمریکا دریافت کردهاند: پنتاگون از فیلمهایی مانند ارتش اکنون ( 1994 ) کریمسون تاید ( 1995 ) و آرماگدون ( 1998 ) و سیا نیز از "بدکمپانی" ( 2002 ) و انتخاب ( 2003 ) حمایت کردهاند. در سال 2006 شرکت دیسنی فیلم تلویزیونی "راهی به یازده سپتامبر "را پخش کرد، فیلمی که تا حدود زیادی تمایل داشت دولت بوش را تبرئه کند و در مقابل، دولت کلینتون را به خاطر حملات تروریستی مورد سرزنش قرار دهد . این موضوع باعث شد نامههای اعتراضی از سوی مادلین آلبرایت وزیرخارجه اسبق آمریکا و سندی برگر مشاور امنیت ملی سابق کلینتون برای این شرکت فیلم سازی ارسال شود.
تصویر ارائه شده از مسلمانان در سینمای هالیوود مشخصا به سه دوره تقسیم میگردد: دوره اول: ابتدای تاسیس هالیوود تا شکلگیری رژیم صهیونیستی، در این دوره سینمای هالیوود، مسلمانان را عمدتا به صورت انسانهای غیر متمدن، بدوی و ساده لوح معرفی میکند. دوره دوم: از زمان شکلگیری دولت نامشروع صهیونیستی تا وقوع انقلاب اسلامی ایران، در این دوره علاوه بر تصویر دوره اول، مسلمانان را اغلب به صورت انسانهای غارتگر و وحشی نشان میدهد که یا پولدارانی ساده لوحاند و یا قدرتمندانی بیرحم که به کسی ترحم ندارند.دوره سوم: از پیروزی انقلاب اسلامی به بعد، به ویژه پس از 11 سپتامبر، در این دوره علاوه بر تصویرهای اول و دوم، شخصیت مسلمانان را تروریست و عمدتا به صورت خشکه مقدس، متنفر از یهود و مسیحیت نشان میدهند. زنان عرب را هم به صورت رقاصه، جادوگر، جنسی زبون و ذلیل در فیلمهایشان به تصویر میکشند.
هالیوود از چند استراتژی کلی برای تبلیغ اسلامهراسی استفاده میکند که به صورت دستورالعملی نانوشته به کارگردانهایی که در این کارخانه رویاسازی مشغول به کار هستند، القا می شود. این موارد را می توان به ترتیب زیر برشمرد: 1.تبلیغ عرفانهای سکولار و بدون خدای شرقی که انحراف از مسیر خدای واقعی است.2.تهاجم فرهنگی و ترویج انحرافات مادیگرایانه مثل انحرافات جنسی ، خشونت و جادوگری 3.بیتمدن، عقبمانده و تروریست جلوهدادن مسلمانان در فیلمهایی همچون "محاصره" و "دروغهای حقیقی" 4. برتر جلوهدادن یهودیان و قوانین آنها در تمام عرصهها و تحقیر ادیان اسلام و مسیحیت مثل فیلم دختر راهبه و یا فیلمهایی که علیه مسلمانان میسازند مانند فیلم کشتی های بلند، ماه، سحر و هدیه" 5. ارائه چهره اهریمنی از مسلمانان و سستکردن آنان در باورهای خود و تزلزل نسبت به شعائر مذهبی و از همه مهمتر هویت اسلامیشان 6. استفاده از تصاویر مسلمانان در فیلمهای طنز و خندهدار، مثل فیلمی به نام "دنبال کمدی در دنیای مسلمانان" ساخته آلبرت بروکز که به نوعی توهین به مسلمانان بود. و روی هم رفته هالیوود عمدتا مسلمانان را عرب معرفی میکند..
تولید فیلم های اسلام هراسانه در هالیوود واکنش های متعدد جامعه مسلمانان را برانگیخته است، به عنوان نمونه بعد از نمایش فیلم "تصمیم عملی " محصول 1996 نیهاد عواد، مدیر وقت شورای روابط اسلام و آمریکا این سوال را مطرح کرد چرا این قاعده شده است که مسلمانهای فیلمها باید تروریست باشند؟ این شورا از استودیو فیلم سازی سازنده این فیلم خواست که صحنههای توهین آمیز آن را حذف کنند، اما مدیران استودیو نپذیرفتند.همچنین شورای روابط اسلام – آمریکا تلاش زیادی برای جلوگیری از ساخت فیلم" محاصره" محصول 1998 در شکل کنونی انجام داد اما توفیق چندانی نداشت. آنها ضمن ارائة آمار و ارقام به نقل از گزارش لس آنجلس تایمز در خصوص تروریسم که در آن اعراب و مسلمانان در میان 171 نفر محکوم شدة در خصوص تروریسم، صرفا 6 درصد را تشکیل میدادند، خواستار حذف کلیشههای موجود در فیلمنامه شدند، اما تلاش آنها نتیجهای نداد. پس از ساخت فیلم، سازمانهای اسلامی و عربی امریکا با برگزاری کنفرانسهای مطبوعاتی و برگزاری تظاهرات در روز نمایش فیلم در 6 نوامبر 1998 در مقابل سالنهای سینما، اعتراض خود را به کلیشههای ارائه شده در فیلم اعلام کردند. نکتة جالب توجه این که در نسخة ویدئویی فیلم" محاصره" به دروغ ذکر شده بود که این فیلم بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است.